علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣٠٣ - فصل هفتم منازل توجه قلبى
توكل را فعليت بخشد و مقام و ملكه خود سازد؛ بهگونهاى كه اين توجه خاص را در موقعيتهاى مشابه به صورت خودكار انجام دهد:
فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى باللَّهِ وَكِيلًا؛[١] پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكّل كن.
بر اين اساس، عارفان بزرگى چون ابوطالب مكى بر اين باورند كه سالك زمانىكه در مقام مراقبه گام مىنهد، به اسم رقيب چشم مىدوزد و آنگاه كه در مقام محاسبه جاى مىگيرد، به اسم حسيب خيره مىشود و هنگامى كه در مقام توكل قرار مىگيرد، به اسم وكيل نظاره مىكند.[٢] براى مثال، ذوالنون مصرى مىگويد: «
من اراد التواضع فليتوجه نفسه الي عظمة الله
؛[٣] هر كس كه خواستار تواضع است، پس جان خويش را به سوى عظمت الاهى متوجه سازد.» چنين نگاهى در زبان مناجاتى امامان معصوم : كه آينه ترسيمى سالكان در مسير سلوك الىالله هستند، بيشتر به چشم مىآيد؛ زبانى كه طلب خاص را با اسمى از اسماى خداوندى كه مناسب با آن طلب است، همراه مىسازد:
توكلت علي الله حسبي الله و نعم الوكيل
؛[٤] خداوندا! بر تو توكل مىكنم كه خدا مرا بس است و او چه نيكو وكيلى است.
يا من تواضع كل شيء لعظمته
؛[٥] اى كه به دليل عظمت و بزرگيش، هر چيزى در برابر او فروتن است.
[١] - نساء( ٤): ٨١.
[٢] - بنگريد به: ابوطالب مكى، قوت القلوب، ج ١، ص ١٤٩، ١٩٠ و ١٩٢؛ ج ٢، ص ٤، ٩، ١٦ و ٢٦.
[٣] - ابوعبدالرحمن سلمى، طبقات الصوفية، ص ٣٠.
[٤] - محمد بن بابويه قمى( صدوق)، من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ٤٩٤.
[٥] - عباس قمى، مفاتيح الجنان، دعاى جوشنكبير، بند ٦، ص ١٤٥.