علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٢٧٩ - شيوههاى درمان بيمارىهاى قلبى
شيوه درمانى، سالك بايد در دو ساحت علمى و عملى تلاش كند. در ساحت علمى بايد به سه هدف برسد: نخست شناخت، دوم انگيزه لازم و سوم استخراج اسباب ايجادى. در مرحله شناخت بايد هر يك از رذايل را همراه با فضايل مقابل آنها بشناسد تا بداند هر رويداد زشتى كه از وى بروز مىكند، چه ويژگىاى دارد تا با فضيلت مناسب به علاج آن بشتابد.
در مرحله دوم بايد دو گام بردارد: نخست آفات نفرتانگيز رذايل را پيش روى فطرت خويش قرار دهد تا اندازهاى كه نسبت به آن رذايل ترشرويى كند و ديگرى آثار بهجتخيز فضايل را در برابر چشمان خود حركت دهد تا اندازهاى كه از آنها لذت برد. با اين دو گام، انگيزه لازم براى مقابله با بيمارى به وجود مىآيد. اين دو مرحله به منزله پيشدرآمد درمان هستند؛ اما در مرحله سوم، اسباب به وجودآورنده هر يك از رذايل را استخراج كند تا در مقام درمان، آنها را دفع كند و منشأ ايجادى را از ميان ببرد كه البته براى چنين اقدامى، افزون بر آنكه بايد در مقام عمل، بستر بروز آن را از بين ببرد، از بعد معرفتى نيز بايد به ديده دل، افق خاصى بخشد؛ يعنى پس از شناخت رذايل، اسماى حسناى خداى سبحان را بشناسد؛ اسمايى كه هر يك، اثر فضيلتبار خاصى را دربر دارند؛ براى مثال، سالك با شناخت خداى عظيم و جليل، چنان او را بزرگ و با شكوه مىبيند كه خود را در برابر وى، چون خردلى كوچك مىبيند و تكبر و بزرگبينى را دفع مىكند. ذوالنون مصرى مىگويد:
هر كه خواستار تواضع است، جان خويش را به عظمت الاهى متوجه سازد.[١]
يا اينكه با شناخت خداى شديدالعقاب، خوف الاهى را در درون خود حاكم
[١] - ابوعبدالرحمن سلمى، طبقات الصوفية، ص ٣٠.