علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٢٦٤ - ٢ عفو و درگذشتن
قدرتانتقام نگيرد، بلكه) افزون بر عفو، به وى احسان و نيكى روا دارد كه عفووغفران، دو صفت از صفات الاهى هستند كه خداى سبحان، در سرّ سويداىاصفياى خويش به وديعه گذارده تا با همان اخلاقى كه آفريدگار هستىبا آفريدههايش رفتار مىكند، آنان نيز با مردم رفتار كنند.[١] خداى سبحان فرمود:
وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ؛[٢] بايد عفو كنند و گذشت نمايند؛ مگر دوست نداريد كه خدا بر شما ببخشايد و خدا آمرزنده مهربان است.
بر اين اساس، به ديده ملاعبدالرزاق كاشانى، «عبدالعفوّ كسى است كه چشمپوشى او بسيار، احسان او بزرگ، و مؤاخذه او كوچك است؛ بلكه احدى بر وى جرمى مرتكب نگردد؛ جز آنكه وى از او درگذرد.»[٣]
بايد توجه داشت كه عفو، همانند حلم، بايد سنجيده باشد تا اولًا، فرد مجرمى كه لئامت و پستى، خميره وى است، سوء استفاده نكند و او را در راه زشتش گستاخ نسازد و به تباهى نكشاند. امامعلى (ع) فرمود:
گذشت، به همان اندازه كه يك شخص كريم را اصلاح مىكند، شخص لئيم و فرومايه را تباه مىگرداند.[٤]
ثانياً، نبايد حيطه عفو چنان وسيع گردد كه بر بدنه دين زخم زند و سنن
[١] -( منسوب به) الامام جعفر بن محمد الصادق( ع)، مصباح الشريعة، ص ٣١٣.
[٢] - نور( ٢٤): ٢٢.
[٣] - عبدالرزاق كاشانى، لطائف الأعلام فى إشارات اهل إلهام، ص ٤٠٨؛ همو، اصطلاحات الصوفية، ص ٩٩.
[٤] -« العفو يفسد من اللئيم بقدر اصلاحه من الكريم.»( محمدباقر مجلسى، بحار الأنوار، ج ٧٥، ص ٩٣.)