علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٢٦٢ - ٢ عفو و درگذشتن
عقابى نمىكند[١] و با وجود منطق حكيمانه، زبان به كام مىكشد و با سكوتى سنگين، خشمش را فرو مىبرد و آن را تحمل مىكند تا آهستهآهسته سرور و شادمانى به دل وى روى آورد و دريچه وجه دل را واگشايد كه سكوت، نقشى عظيم در تحصيل حلم دارد. امامرضا (ع) مىفرمايد:
رسول خاتم ٦ فرمودند: (بردبارانه) تحمّل كنيد، تا شادمان گرديد؛ آنگاه كه يكى از شما خشمگين شد، سه بار سكوت كند.[٢]
بر اين اساس، عبدالرزاق كاشانى عبدالحليم را كسى مىداند كه «اگر فردى به وى جسارتى كرد، شتابان وى را تنبيه نكند و در برابر آن خويشتندارى كند و آزارِ اذيتكنندگان و سفاهتِ سفيهان را تحمّل كند و در قبال بدى، به نيكى پاسخ دهد.»[٣] مانند حضرتابراهيم (ع): «إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ؛[٤] راستى ابراهيم دلسوزى بردبار بود.»
٢. عفو و درگذشتن
عفو، وصفى برگرفته از اسم عَفُوّ خداى سبحان است كه بهعنوان يك فضيلت تعاملى وصفى توصيه شده است. اين كلمه در لغت به معناى درگذشتن است؛ يعنى صرفنظر كردن از عمل ناشايستى كه بايد با آن برخورد قهرآميز مىشد؛ بهگونهاى كه به طوركلى محو گردد و عذاب و عقابى درپى نداشته باشد.[٥]
[١] -« انما الحليم من اذا قدر عفا و كان الحلم غالباً على كل امره.»( همان، ح ٧٥٢٩.)
[٢] -« تحملوا تسروا و اذا غضب احدكم فيسكت ثلاث مرات.»( صالح مازندرانى، شرح الأصول الكافى، ج ٨، ص ٣٢٨.)
[٣] - عبدالرزاق كاشانى، إصطلاحات الصوفية، ص ٩١.
[٤] - توبه( ٩): ١١٤.
[٥] - ابناثير، النهاية فى غريب الحديث و الاثر؛ محمد بن فارس، معجم مقائيس اللغه؛ حسن مصطفوى، التحقيق فى كلمات القرآن، ماده« ع ف و».