علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٢٤١ - ٢ استبتال و استقبال در ذكر
وسوسهاى از جانب شيطان بديشان رسد، [خدا را] به ياد آورند و به ناگاه بينا شوند.»[١]
استقبال نيز كه به معناى روىآورى دل به سوى مذكور است، پس از استبتال به وجود مىآيد. به همين دليل، ذكر استبتالى پيش از ذكر استقبالى است و نخستين مرتبه ذكر محسوب مىشود؛ زيرا تا دل از قيود حجابآور و تعلقات تفرقهساز پالايش نشود، آماده استقبال نمىگردد كه عارفى مىگويد:
ذكر نشستن بر بساط استقبال (به خداى سبحان) [است]، پس از اختيار جدايى از مردم.[٢]
بر اين اساس عبدالرزاق كاشانى مىگويد:
اولين مرتبه ذكر، فراموشى غير است؛ زيرا اگر همه را فراموش نكنى، خدا را نمىيابى.[٣]
نجمالدين كبرى نيز مىنويسد:
ذكر آن است كه با فراموشى از ياد ماسواى خداى تعالى بيرون آيى: وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذَا نَسِيتَ[٤] و چون غير خدا را فراموش كردى، پروردگارت را ياد كن.[٥]
اميرمؤمنان (ع) هم مىفرمايد:
تو خداى سبحان را به حقيقت ذكر نخواهى كرد تا آنكه نفس خويش
[١] - سيد محمدحسين حسينىتهرانى، رسالة لباللباب، ص ١٤٠ و ١٤١.
[٢] - انور فؤاد ابىخزام، معجم المصطلحات الصوفيه، ص ٨٦.
[٣] - عبدالرزاق كاشانى، منازل السائرين، ص ٢٩٤.
[٤] - كهف( ١٨): ٢٤.
[٥] - نجمالدين كبرى، الأصول العشرة، ص ٥٧.