علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٢٤٠ - ٢ استبتال و استقبال در ذكر
در قلبم امر بزرگى واقع مىشود (كه مايه رنجشم مىگردد، چه كنم؟)، امام فرمود: «بگو
لا اله الا الله
»، جميل در ادامه مىگويد: هر زمانچيزى در قبلم واقع مىشد «
لا اله الا الله
» مىگفتم تا از من دورمىشد.[١]
علامه سيد محمدحسين تهرانى در بيان نفى خواطر مىنويسد:
اما نفى خواطر عبارت است از تسخير قلب و حكومت بر آن تا سخنى نگويد و عملى انجام ندهد و تصور و خَطرهاى بر او وارد نشود؛ مگر بهاذن و اختيار صاحب آن و تحصيل اين حال بسى صعب و دشوار استو لهذا گفتهاند كه نفى خواطر از اعظم مطهِّرات سرّ است. چونسالكدر مقام نفى خواطر مىافتد، ناگهان متوجه مىشود كهسيلبنيادكن خواطر و اوهام و خيالات، او را فرا مىگيرد و حتىخاطراتى كه باور نمىكرد به خاطرش خطور كند، از وقايع كهنهگذشته يا خيالات غير قابل وقوع، بر او راه مىيابند و دائماً او رامشغول به خودمىكنند. سالك بايد در اين مقام، مانند جبال رواسى (كوههاى استوار) ثابت بايستد و هر خاطرى كه پيدا شود وزحمت دهد، او رابا شمشير ذكر هلاك كند و مراد از ذكر، اينجاهمان اسماى الاهيه است كه بايد سالك در وقت خطور خاطره، به يكى از آن اسما توجهكند و توجه خود را بر آن مستدام بدارد وپيوسته با چشم ودل، به سوى آن نگران باشد تا آن خاطر از خانهدل بيرون رود و اينطريق بسيار صحيح است كه بايد فقط با ذكر كه همان توجه وياد يكى از اسماى خداست، خاطر را دور كرد. قال الله تعالى: «إِنَالَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنْ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَاهُمْ مُبْصِرُونَ؛[٢] درحقيقت كسانى كه [از خدا] پروا دارند، چون
[١] - قال جميل بن درّاج عن الامام الصادق( ع):« قلت له انه يقع فى قلبى امر عظيم؛ فقال: قل لا اله الا الله. قال جميل: فكلما وقع فى قلبى شيء قلت: لا اله الا الله فيذهب عنى.»( محمد بن يعقوب كلينى، الأصول من الكافى، ج ٢، ص ٤٢٢.)
[٢] - اعراف( ٦): ٢٠١.