علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٢٠٠ - ٢ تدبير ربوبى مولاى هستى
كه من آنچه خداى سبحان اراده مىكند، برمىگزينم؛ خدايى كه جز آسودگى و خير عطا نمىكند و از همه اغراض نفسانى خويش كه مورد رضايت خداى سبحان نيست يعنى آنچه را كه او در شريعت ارسالى زشت شمرده است، درمىگذرم.[١]
اگر عارفى دچار سُكر يا فنا شده باشد، بهگونهاى كه نه از خويشتن و نه از اطراف خويش، هيچ خبرى نداشته باشد، به اوج عبوديت (عبوديت مطلقه) رسيده و در اين حال به طور كلى از شعور و اراده به درمىآيد. در اين صورت تحت ولايت تكوينى مولاى هستى قرار مىگيرد و آن مولاى مدبّر، تمامى امور زندگى و همه اعمال و رفتار او را تدبير مىكند، از گزند كژتابى نفس و رهزنى شيطان محافظت مىكند و از سقوط در دره هولناك گناه حفظ مىنمايد:
وَاسْتَفْزِزْ مَنْ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهمْ بخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَاركْهُمْ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَولَادِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمْ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا* إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهمْ سُلْطَانٌ وَكَفَى برَبِّكَ وَكِيلًا؛[٢] و از ايشان هر كه را توانستى، با آواى خود تحريك كن و با سواران و پيادگانت بر آنها بتاز و با آنان در اموال و اولاد شركت كن و به ايشان وعده بده و شيطان جز فريب به آنها وعده نمىدهد. درحقيقت تو را بر بندگان من تسلطى نيست و حمايتگرى [چون] پروردگارت بس است.
البته نشانه اين ولايت الاهى، رفتار شريعتمدارانه وى در اين حال است، حتى اگر عارفى كه در تعبد توانمند است، حال سكر يا فنا را تجربه كند، مولاى هستى نه تنها او را از گزند انحطاط نجات مىدهد، در اوقات اقامه واجبات، مانند وقت اقامه نماز نيز او را به پا مىدارد تا آن را انجام دهد؛ بىآنكه خود به آن شعور داشته باشد.[٣]
[١] - محيىالدين ابنعربى، الفتوحات المكيه، ج ٢، ص ٦٨٧.
[٢] - اسراء( ١٧): ٦٤ و ٦٥.
[٣] - بنگريد به: محيىالدين ابنعربى، الفتوحات المكيه، ج ١، ص ٢٥٠؛ عبدالرحمن جامى، نفحاتالأنس، ص ٤٩٧.