علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٩٩ - ٢ تدبير ربوبى مولاى هستى
اختيار مادر است.[١] جنيد بغدادى مىگويد:
عبد آن كسى است كه همچون ميت كه در دستان غسّال است (خود را) نزد پروردگارش بيفكند؛ بهگونهاى كه براى وى، هيچ تدبير و حركتى نماند و تدبير او فقط همانى است كه پروردگارش براى وى تدبير مىكند و حركت او به همان گونهاى است كه پروردگارش حركت مىدهد.[٢]
شبلى نيز مىگويد:
عبوديت آن است كه اراده خود را نزد اراده خدا ساقط كنى و اختيار خود را نزد اختيار خدا فسخ كنى و آرزوى خود را هنگام قضاى الاهى ترك كنى.[٣]
در اينجا شايسته است نكتهاى يادآورى شود كه ملاك ترك تدبير در مراحل عبوديت براى سالكان تا هنگامى كه شعور و اراده در نهاد آنان برقرار است شريعت مقدس مىباشد تا در آن مقام در دام نفس و شيطان نيفتند و از حدود شرعى بيرون نروند كه در اين صورت موجب خروجشان از دايره ولايت تشريعى مىگردد و اين خود خلاف عبوديت است. عبدالرزاق كاشانى مىنويسد:
پوشيده نيست كه هرچه نه بر كتاب و سنت مبنى بُوَد، نزد اين طايفه اعتبارى ندارد.[٤]
از اينرو اگرچه عارفانى چون بايزيد بسطامى برآنند كه «
أريد أن لا أريد
؛ اراده كنم كه اراده نكنم» مقصود- آنگونهكه محيىالدين ابنعربى مىگويد- اين است
[١] - سيد محمدحسين حسينى طهرانى، روح مجرد، ص ١٣٦؛ هيئت تحريره مؤسسه فرهنگى- مطالعاتى، شمسالشموس، دلشده، ص ١٣٧.
[٢] - ابوعبدالرحمن سلمى، حقائق التفسير، ج ٢، ص ١٨٦.
[٣] - عبدالملك بن محمد نيشابورى خرگوشى، تهذيب الأسرار، ص ١٧٢.
[٤] - عبدالرزاق كاشانى، مجموعه رسائل و مصنفات، ص ٤٣٠.