علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٩٢ - ١ غناى مالكى مولاى هستى
نگهدارى آنان، به آنها سخت نزديك است و هماره در دلشان حضور وجودى، به آنان احاطه وجودى و بر آنان سلطه وجودى دارد. اين حضور احاطى- سلطنتى خداى سبحان موجب گشته تا سراسر نظام هستى ملك او گردد و او را در مقام مالك حقيقى جهانيان جاى دهد. به همين دليل، يكى از اسماى خداى سبحان مالك است. خداى سبحان با اين شأن مالكى، مولاى هستى نام گرفته است:
قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلْ اللَّهُ قُلْ أَفَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ لَا يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهمْ نَفْعًا وَلَا ضَرًّا؛[١] بگو: پروردگار آسمانها و زمين كيست؟ بگو خدا! بگو: پس آيا جز او سرپرستانى گرفتهايد كه اختيار سود و زيان خود را ندارند؟
آفريدهها نيز بهعنوان عبدِ مملوكِ مولاى هستى، بندگان نظام هستى مىباشند:
إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِلَّا آتِي الرَّحْمَانِ عَبْدًا؛[٢] جز اين نيست كه هر كه در آسمانها و زمين است، به بندگى درگاه [خداى] بخشنده مىآيد.
تمامى نظام هستى به دليل شأن مالكى مولاى هستى، از آن او و كليد خزانه هستى در دست اوست و در وجود و كمال به چيزى نياز ندارد؛ از اينرو داراى مقام غناى ذاتى است:
لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنيُّ الْحَمِيدُ؛[٣] آنچه در آسمانها و زمين است، از آن خداست؛ بىگمان خداست كه بىنياز ستوده [صفات] است.
در مقابل، بندگان هستى نه تنها در تحقق و وجود و در حيات و ممات به
[١] - رعد( ١٣): ١٦.
[٢] - مريم( ١٩): ٩٣.
[٣] - لقمان( ٣١): ٢٦.