علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٨٩ - ب) عبوديت
حكومتِ آنها را پذيرفته و بندهوار به گرد آنها گشته است، تمامى تلاش خود را به تأمين خواستههاى آنها معطوف داشته و صحنه دل را به آنها مشغول كرده است و مستانه از آنها لذت برده و از خداى سبحان غافل گشته است. ابوالقاسم قشيرى مىگويد: از استاد ابوعلى [دقّاق] شنيدم كه گفت: «بنده آنى كه در بند آنى؛ اگر در بند نفسى، بنده نفسى و اگر در بند دنيايى، بنده دنيايى.» از اينرو انسان هنگامى در برابر پروردگار جهانيان به عبوديت و بندگى آراسته مىشود كه تمامى تعلقات را از صحنه دل حذف كند و در راه وصول به خداى سبحان از همه آنها درگذرد. امام صادق (ع) مىفرمايد: «
تفسير العبودية بذل الكل
؛[١] معناى عبوديت درگذشتن از همه علايق است و بخشش همه دوستداشتنىها.»
|
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود |
زهر چه رنگ تعلق پذيرد، آزاد است |
|
[٢]
سالكان آنگاه مىتوانند حقيقت عبوديت را در خود بپرورانند كه با سه خصيصهآشنا شوند و به آنها آراسته گردند: نخست آنكه سالك، خداى سبحان رامالك غنى و خود را عبد فقير بداند؛ دوم آنكه خداى سبحان را پروردگارِ پرورنده و ولى تدبيرگر بداند و امور خود را ذيل تدبير او قرار دهد و سوم آنكه تمامى اعمال و رفتارش را در جهت برآورى اوامر و نواهى خداى سبحان سامانبخشد. امام صادق (ع) خطاب به عنوان بصرى، حقيقت عبوديت را چنين تفسيرمىكند:
قلت يا ابا عبدالله ما حقيقة العبودية؟ قال: ثلاثة اشياء، أن لايري العبد لنفسه فيما خوله الله ملكا لانّ العبيد لايكون لهم ملك يرون المال مال الله يضعونه حيث امرهم الله به؛ و لايدبر العبد لنفسه تدبيراً و جملة اشتغاله
[١] -( منسوب به) الامام جعفر بن محمد الصادق( ع)، مصباح الشريعة، ص ٥٧١.
[٢] - ديوان حافظ.