علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٨٧ - الف) معرفت توحيدى
با توجه به توصيف معرفتى از توحيد صمدى قرآنى، قبله دل يعنى خداى سبحان در دل است كه اگر سالك به اين معرفت توحيدى بار يابد، توجه دل را به او معطوف مىدارد؛ در غير اينصورت آنگونه كه امام صادق (ع) فرمود:
من لا يعرف الله حق معرفته التفت منه الي غيره
؛[١] آنكس كه به حقيقت خدا را نشناسد، از خدا روى مىگرداند و به غير او التفات مىكند.
بر اين اساس، سالك بايد دل را از تمامى جهات تعلقى پاك كند و وجوه غير الاهى را بزدايد؛ يعنى آنچه نظر دل را جلب كرده، آن را به خود مشغول ساخته و مايه تشويش و پراكندگى شده است، از غلبه و حكومت بر دل بيندازد و آنچه قواى درونى به او علاقه داشته، مايه مشغله او گشته است و او را از توجه الاهى باز مىدارد، از ميان بردارد و پاك گرداند. آنگاه دل را در مقرّ وجه خاص بر وجهالله متمركز سازد و به خداى سبحان توجه كند؛ مانند حضرت ابراهيم (ع) كه پس از نفى ربوبيت از ستاره، خورشيد و ماه و اسقاط توجه به آنها فرمود:
إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهي لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَا مِنْ الْمُشْركِينَ؛[٢] من از روى اخلاص پاكدلانه روى خود را به سوى كسىگردانيدم كه آسمانها و زمين را پديد آورده است و من از مشركان نيستم.
بنابراين سالك بايد در مقام توجه وجه خاص، خويش را با وجهالله همسو كند و هماره در جهت ايجاد اين همسويى بكوشد و زندگى خود را با رنگ وجهاللهى صبغه ببخشد و هماره اين دعاى سجده امامصادق (ع) را جوهره سلوك خودقرار دهد:
[١] - عبدالصمد همدانى، بحر المعارف، ج ٢، ص ٣٥٨.
[٢] - انعام( ٦): ٧٩.