علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٨٠ - الف) معرفت توحيدى
يَكْفِ برَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيٍ شَهِيدٌ* ... أَلَا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيٍ مُحِيطٌ؛[١] به زودى آيات و نشانههاى خود را در افقها و در دلهايشان بديشان خواهيم نمود، تا برايشان روشن شود كه خداى سبحان حق است؛ آيا در روشنگرى كافى نيست كه پروردگارت بر هر چيزى مشهود است ...، آگاه باش كه به حتم او به هر چيزىاحاطه دارد.» البته آيات وجودى به اندازه نشاندهى و حكايتگرى به آيات صغرا و كبرا تقسيم مىشوند كه آيات كبرا همان اهل بيت : هستند.[٢] اميرمؤمنان على (ع) مىفرمايد:
ما لله عزوجل آيه هي اكبرٌ مني
؛[٣] خداى عزيز و جليل آيهاى برتر و بزرگتر از من ندارد.
اكنون بايد به اين نكته پرداخت كه به راستى ارتباط وجودى خداى سبحان با آفريدهها، يعنى همان كلمات تكوينى چگونه است؟ خداى سبحان به دليل نامحدودى و بيكرانى به تمامى آفريدهها بسيار نزديك است: «وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ؛[٤] و هرگاه بندگان من از تو درباره من پرسند، [بگو] من نزديكم.» اين قرب دايمى و هميشگى است؛ نه مقطعى و گذرا: «وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ؛[٥] و هر كجا باشيد، او با شماست.» اين قرب را مىتوان به استناد آيه «نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ؛[٦] از رگ گردن به او نزديكتريم» قرب وريدى نام گذارد؛ قربى كه حاكى از حضور خداى سبحان در دل آفريدههاست: «وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ
[١] - فصلت( ٤١): ٥٣ و ٥٤.
[٢] - حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج ١٧، ص ٣٢٩؛ محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج ٢٣، ص ٢٠١؛ ج ٧١، ص ٢٦١.
[٣] - محمد بن يعقوب كلينى، الأصول من الكافى، ج ١، ص ٢٣٢.
[٤] - بقره( ٢): ١٨٦.
[٥] - حديد( ٥٧): ٤.
[٦] - ق( ٥٠): ١٦.