علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٧٥ - الف) معرفت توحيدى
است و هيچكس او را همتا نيست.»[١]
خداى يكتاى بيكران، جهان را آفريد؛ آفرينشى واقعى و انكارناشدنى. اوآسمان و زمين، دشت و دريا، كوه و صحرا، فلك و ملك را آفريد و همواره درحال آفرينش است. اكنون بايد بدانيم هويت خلقى آفريدهها و پديدهها چيست؟ خداى سبحان با اراده تكوينى و قضاى ايجادى، آفريدهها را از نيستىبهدر مىآورد و لباس هستى مىپوشاند و آنها را، به اصطلاح قرآنى، خلقمىكند:
اللَّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَسكُونُ؛[٢] خدا هرچه بخواهد، مىآفريند؛ چون به كارى فرمان دهد، فقط به آن مىگويد: باش، پس هست مىگردد.
اين اراده ايجادى با امر وجودى تمشى مىيابد و اشياى معدوم را به عرصه ظهور و وجود مىكشاند و آنها را خلق مىكند و تا درپى اراده، امر وجودى نباشد، خلقى صورت نمىگيرد.
إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ؛[٣] چون به چيزى اراده فرمايد، كارش اين بس كه مىگويد باش، پس [بىدرنگ] موجود مىشود.
در فرهنگ قرآنى به اين امر وجودى كه وصف شأن الاهى هنگام ايجاد است «قول وجودى» نيز مىگويند.
[١] - عارفان سترگ براى اثبات اين توحيد، يعنى توحيد صمدى قرآنى، چندين برهان اقامه كردهاند كه از جمله مىتوان به براهين صدرالمتألهين در اسفار، سيد حيدر آملى در كتاب جامع الأسرار و منبع الأنوار و رساله نقود النقود فى معرفة الوجود و نيز صائنالدين ابنتركه در تمهيد القواعد اشاره كرد.
[٢] - آلعمران( ٣): ٤٧.
[٣] - يس( ٣٦): ٨٢.