علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٧٣ - الف) معرفت توحيدى
خداى سبحان نامتناهى است و در حصار حدود و مرزها نيست و هويت وجودى- عدمى ندارد؛ بلكه هويت او كاملا وجودى است و وجودش از عدم و ندارى مبراست. امامسجاد (ع) فرمودند:
ان الله لايوصف بمحدودية عظُم ربنا عن الصفة فكيف يوصف بمحدودية من لا يحد
؛[١] همانا خدا به محدوديت وصف نمىشود. پروردگار ما بزرگتر از اين صفت است؛ پس چگونه كسى كه حدى ندارد، به محدوديت وصف مىگردد؟
انت الذي لاتحدّ فتكون محدوداً
؛[٢] خداوندا! تو حدى ندارى تا محدود گردى.
امامرضا (ع) هم فرمودند:
نظام التوحيد نفي التحديد عنه
؛[٣] نظام توحيد، نفى حدّ و حدود است.
بر اين اساس، خداى سبحان همه هستى را دربر گرفته است: «
هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بكُلِّ شَيٍ عَلِيمٌ؛
او اول و آخر و ظاهر و باطن است و او به هر چيزى داناست.»[٤] هيچ نقطهاى از نقاط نظام هستى، از خداى سبحان تهى نيست؛ زيرا اگر نقطهاى از خداى سبحان تهى باشد بايد خدا را تا مرز آن نقطه
[١] - محمد بن يعقوب كلينى، الأصول من الكافى، ج ١، ص ١٢٢.
[٢] - صدرالدين قونوى، صحيفه كامله سجاديه، ص ٢٥٣.
[٣] - محمد بن بابويه قمى( صدوق)، معانى الاخبار، ص ١١.
[٤] - حديد( ٥٧): ٣.