علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٦١ - فصل اول توجه قلبى
رسالت انبياى الاهى در ابلاغ آموزههاى وحيانى در كلمه «
لا اله الا الله
» يا نفى خدايان و اثبات خداى يگانه خلاصه مىشود و مغزاى الهه، تعلقات رهزنى است كه آدمى را به خويشتن مشغول ساخته، از خداى يگانه باز مىدارد. در حديث معروفى آمده است:
كل ما شغلك عن الله فهو صنمك
؛[١] هر چه تو را از خدا مشغول بدارد، آن بت توست.
الهه در ساحت طريقت، تعلقات حبى است كه دل سالك را به تفرقه دچار كرده، از توجه به خداى سبحان باز مىدارد؛ از اينرو رهبران تمامى مسلكها درپى برافرازى پرچم «
لا اله الاالله
» در شهر دل برآمدند و در اين راه، دو گام برداشتند: آنان در گام نخست براى نجات شهر از هرج و مرج، تيغ «لا» بركشيدند، تا هر بت تعلق را از صحنه دل بزدايد و تمام قواى ظاهرى و باطنى را از كمند افسونهاى نفس اماره برهاند تا اندكاندك كمال انقطاع از هر چه مايه بازدارندگى و دلمشغولى است، حاصل شود: «وَاذْكُرْ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا؛[٢] و نام پروردگار خود را ياد كن و تنها به او بپرداز» تا اين تبتل و تجريد، بيرق «
الا الله
» را به ارمغان آورد و شهر قلب را شهر خدا سازد. امامصادق (ع) فرمود:
القلب حرم الله لا تسكن حرم الله غير الله
؛[٣] قلب حرم خداست، در حرم خدا (كسى) جز خدا را جاى مده.
حقيقتاً اگر انسان، جان و دل خويش را شهر خدا كند، چشم و گوش قلب اوگشوده مىگردد و آنچه اولياى الاهى ديدند و شنيدند، مىبيند و مىشنود.
[١] - ناصر مكارم شيرازى، تفسير نمونه، ج ١٣، ص ٤٣.
[٢] - مزمل( ٧٣): ٨.
[٣] - محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج ٦٧، ص ٢٥.