علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٥٠ - نفسشناسى شهودى و خداشناسى شهودى
عالم متحد گردد و با اين اتحاد به مكاشفات معنوى،[١] مانند حدس و علوم كلى دست مىيابد و از حقايق نهفته در آن عالم آگاه مىگردد.
پس از شناخت شهودى عقل و مطالعه عالم عقل به مرتبه سرّ مىرسد. براى ورود به اين مرتبه بايد از حجاب خود و خلق به صورت كامل بگذرد و دامن دل را تماماً از ماسواى خداى سبحان تطهير كند و در مقام فنا جاى گيرد كه با اين پاكسازى به معرفت تام نفس دست مىيابد. و بر نفس احاطه كامل شهودى مىيابد. آنگاه به روشنى از دريچه مرتبه تجرد اتَمّ، به عالم غيب خداوندى راه مىيابد و صقع ربوبى را مشاهده مىكند و به معرفت شهودى خداى سبحان مىرسد كه «
من عرف نفسه فقد عرف ربه
»؛ يعنى هر كه به گونه شهودى به معرفت نفس دست يافت، به معرفت شهودى پروردگار خويش دست خواهد يافت.[٢] در اين مقام به جايى مىرسد كه توحيد ذاتى را درمىيابد.
اكنون به چهار اصل سلوكى، يعنى تجلّى عبودى، تخلّى اخلاقى، تحلّى اخلاقى و زندگى توحيدى مىپردازيم.
يك. تجلّى عبودى
اين اصل را كه به آن «تجليه» نيز مىگويند، انجام احكام شرعى و تكاليف دينى براى تهذيب ظاهر است؛ به اين معنا كه نفس با مراقبت كامل، قوا و اعضاى خود را به اطاعت از اوامر و اجتناب از نواهى وادارد تا اوامر الاهى را اطاعت كند و از تمامى محرمات دورى گزيند و به طهارت ظاهرى و پاكى بدنى مزين گردد؛ با
[١] - مكاشفات معنوى، يعنى ظهور معانى غيبى و حقايق عينى كه عارى از صورت هستند.( بنگريد به: همان.)
[٢] - بنگريد به: جواد ملكى تبريزى، رسالة لقاءالله، ص ٢١٠ به بعد وص ٢٤٨ به بعد؛ حسن حسنزاده آملى، انسان در عرف عرفان، ص ٩١ به بعد؛ سيد محمدحسين حسينى تهرانى، رساله سير و سلوك منسوب به بحرالعلوم، پاورقى ص ١٠١.