علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٤٩ - نفسشناسى شهودى و خداشناسى شهودى
شكوفا گرداند و به فعليت برساند تا آماده يافت شهودى حقايق مناسب خود گردند؛ مانند طفلى كه در آغاز، حواس ظاهرى غير فعال و ناشكفتهاى دارد؛ ليكن با تمرين و به مرور زمان، حواسها توانمند مىگردند و قدرت فهم امور اطراف خود را مىيابند. از اينرو هنگامى كه سالك در گام نخست خودسازى كه اصول آن را اندكى بعد خواهيم گفت، دايره تعلقات دنيوى را بكاهد و از حجاب آلودگىهاى مادى بگذرد، بايد گام دوم را بردارد و آن پاكسازى و تطهير مرتبه خيال است؛ يعنى بايد تصويرهاى آلوده خيالى و خواطر ناپاك منفى را پاك سازد و از مرز و حد خيال درگذرد و از دلمشغولىهاى عالم مثال عبور كند تا به شهود نخستين مرتبه تجردى نفس، يعنى خيال برسد. آنگاه با دريچه خيال، به عالم مثال كه باطن عالم دنياست، راه يابد و با آن عالم متحد گردد و از رهگذر اين اتحاد، به مكاشفات صورى،[١] مانند ارواح برزخى و طعامهاى مثالى دست يابد و از حقايق آن عالم مطلع گردد.
پس از اين شناختِ شهودى خيال و مشاهده عالم مثال، سالك بايد براى ورود به مرتبه عقل، گام سوم را بردارد كه همانا تطهير رسوبات آلوده وهمى و معانى جزئى ناصواب از مرتبه عقل و گذر از حدّ و حجاب عقل و دل مشغولىهاى عالم عقل است كه با اين تطهير، دومين مرتبه تجردى نفس، يعنى عقل را مشاهده مىكند. آنگاه بايد با دريچه زلال عقل، به عالم عقل راه يابد و با آن
[١] - مكاشفه صورى، يعنى حصول حقايق مثالى از طريق حواس پنجگانه؛ به اين معنا كه سالك از روزنه حواس پنجگانه باطنى، يعنى بينايى، شنوايى، بويايى، چشايى و لمسى، به ترتيب به مكاشفات بصرى مانند ارواح برزخى، مكاشفات سمعى مانند كلام مثالى، مكاشفات استنشاقى مانند نفخات روحانى، مكاشفات ذوقى مانند طعامهاى ملكوتى و مكاشفات لمسى مانند ملاقاتهاى بين ارواح مثالى دست يابد.( بنگريد به: داود قيصرى، شرح فصوص الحكم، ص ١٠٧ و ١٠٨.)