علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٤٨ - نفسشناسى شهودى و خداشناسى شهودى
مرتبه عقل، مرتبه تجرد تام عقلى انسان است كه نه هويت مادى دارد و نه تشابه اثرى و صورى با عالم ماده، مانند معانى و حقايق كلى در ذهن ما كه مظهر آن نيز قوه عاقله است. مرتبه الاهى، مرتبه تجرد اتمّ انسان و فوق تجرد عقلى است و به آن «سرّ» مىگويند. اين مرتبه، نه تنها مجرد از ماده است، كه از ماهيت و حد ماهوى نيز مجرد است؛ يعنى از حد محصور وجود كونى و خلقى خارج شده، در بارگاه بىنهايت خداوندى همواره در حركت است و هيچ حد يقف و ثابتى ندارد.[١]
هر يك از اين سه مرتبه تجردى نفس- همانند مرتبه حسى و بدن مادى انسان كه يك عالم همسنخ (دنياى مادى) دارد و دريچه ارتباطى وى با خارج مادى و پنجره تماشاى امور دنيوى است- در نظام هستى، عالمى همسنخ دارند و دريچههاى ارتباطى انسان با يكى از مراتب همسنخ خود هستند؛ يعنى مرتبه تجرد برزخى و خيالى، همسنخ عالم مجرد برزخى و مثالى و نيز دريچه ارتباط انسان به اين عالم است؛ مرتبه تجرد تام عقلى، هم سنخ عالم مجرد عقلى و دريچه ارتباط انسان به اين عالم است و مرتبه تجرد سرّى و الاهى هم با عالم غيب خداوندى و قدس ربوبى همسنخ است و دريچه مستقيم و روزنه بىواسطه ارتباط انسان به اين عالم است.[٢] ارتباط يادشده با عوالم هستى، ارتباط حضورى و از نوع اتحاد مدرِك با مدرَك و عالم با معلوم است و تا اتحاد برقرار نگردد، گوهر علم به وقوع نمىپيوندد.
سالك براى ورود به مراتب هستى بايد گامبهگام از حجابهاى آلودگى ظلمانى و حجابهاى نورانى هر مرتبه از مراتب نفس گذر كند و آن مرتبه را پاك سازد و ضمن پاكسازى، با رياضتهاى خود، هر يك را نوبت به نوبت
[١] - بنگريد به: حسن حسنزاده آملى، گنجينة گوهر روان، ص ٢١٤ و ٢١٥.
[٢] - بنگريد به: همو، عيون مسائل النفس، ص ٥٦٢؛ محمد بن حمزه فنارى، مصباح الأنس، ص ٤١٨.