علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٢٥ - معرفت توحيدى
التي ملأت اركان كل شيء
؛ به نامهاى نيكت كه اساس هر موجودى را پر كردهاند.» از اينرو عاشق با چشم تيزبين عشق به هر سو كه مىنگرد، هر دم عشوه كمال و حُسن خداوندى مىبيند و وجه و جمال باقى خدا را مشاهده مىكند.[١]
وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ؛[٢] و مشرق و مغرب از آن خداست؛ پس به هر سو رو كنيد، آنجا روى خداست. آرى! خدا گشايشگر داناست.
|
اين همه عكس مى و نقش نگارين كه |
يك فروغ رخ ساقى است كه در جام افتاد |
|
[٣]
اسماى حسناى خدا بهعنوان كمالات خداوندى، انواع و اقسامى دارند كه تفسير اين اقسام منوط به بحثى كوتاه است. در نظام هستى، دو حضرت و مقاموجود دارد: حضرت جلال و حضرت جمال. حضرت جلال، مقام احتجاب وپنهانى خدا از تمامى آفريدههاست؛ بهگونهاى كه خدا چنان در حريم عزتخويش خيمهزده است كه آدمى را از شناخت حقيقت و ذات خويش باز مىدارد؛ ازاينرو هيچكس توان شناخت ذات خداوندى را ندارد كه بدان «جلال مطلق» مىگويند.
حضرت جمال خداوندى، حيث ظهور و تجلى كمالات زيباى خداى سبحان در نظام هستى است و آدمى از دريچه ظهور خداى سبحان به معرفت و مشاهده الاهى دست مىيابد و او را مىشناسد كه البته همين كمالات زيباى خداوندى، منشأ محبت و عشق عاشقان به خداى معشوق مىشود كه بدين جمال نيز «جمال مطلق» مىگويند. جمال مطلق دو ويژگى دارد: يكى علوّ، حجاب و
[١] - بنگريد به: احمد غزالى، سوانح العشاق، ص ١٢٤.
[٢] - بقره( ٢): ١١٥.
[٣] - ديوان حافظ.