علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٢٢ - ب) سلوك عاشقانه
قرن دوم، بايزيد بسطامى در قرن سوم و شبلى در قرن چهارم. با تلاش اين بزرگان، سنت عشق در سبزهسراى عرفان بذرافشانى شد. آنگاه در قرنهاى پنجم و ششم از سوى عارفانى سترگ عميقاً تجربه شد و دقايق آن به زيبايى به قلمآمد و با اين رازگشايى، مسلك عشق شكل گرفت. اين بزرگان و آثار گرانقدر آنان عبارتند از: احمد غزالى در سوانح العشاق، عينالقضاة همدانى درلوائح، روزبهان بقلى در عبهر العاشقين، ابنفارض در تائيه، جلالالدين مولوى درمثنوى، سعيدالدين فرغانى در مشارق الدرارى، فخرالدين عراقى در لمعات، حافظ شيرازى در غزليات، ميرسيدعلى همدانى در مشارب الأذواق و عبدالرحمنبن محمد انصارى در مشارق أنوار القلوب و مفاتح أسرار الغيوب و محمدتقى آملى درحيات جاويد.[١]
اگر آدمى به صحنه دل بنگرد، درمىيابد كه دل عرصه كارزار دوگونه عشوه و كرشمه است: از يكسو عروس هزارداماد دنيا جلوهها مىريزد و با جلوهگرى، هزاران هزار دل را مىدزد و در كابين غفلت خود، شور و شر شرارههاى دوزخى برمىافروزد و بذر شهوت، تفاخر، حرص، حسد، تزوير و كوردلى بر دلها مىافشاند و مىپروراند و خوشههاى رنگانگ فضيلتها را آهستهآهسته درو مىكند و بر خرمن آنها آتش غرور مىكشد.
جميلهاى است عروس جهان ولى هشدار
كه اين مخدره در عقد كس نمىآيد از سوى ديگر، خداى هزار چهره زيبا رخ، دمادم مهرويى مىفروشد و گيسوى جمال خود را بر صفحه دل مىگستراند و نقش نگارين كمال به ديدههاى دل مىنماياند و آن ديدهها را مىربايد و سرسراى دل را واله و شيدا مىكند و بذر
[١] - كتاب حيات جاويد در بحث محبت، بهگونهاى شرحى بر مشارب الأذواق، نوشته سيدعلىهمدانى است.