علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٠٦ - ٤ دسته تنظيم و انسجامبخشى
چهارم، احوالى است كه در اثناى حركت از مبدأ به مقصد به سالك روى مىآورد كه عبارتند از: «اراده، شوق، محبت، معرفت، يقين و سكون».
پنجم، حالاتى است كه پس از سلوك براى اهل وصول رخ مىدهد كه عبارتند از: «توكل، رضا، تسليم، توحيد، اتحاد و وحدت».
ششم، نهايت حركت سالكانه و پايان سلوك كه همان فناى در توحيد است.
پنج. رويكرد انسانشناختى
رويكرد انسانشناختى كه به مبانى علمالنفس عرفانى باز مىگردد؛ مانند سه اثر سلوكى با نام مقامات القلوب، كتاب الفراغ و رساله فى مقامات السلوك، كه اولى نوشته ابوالحسين نورى (م. ٢٩٥ ق) دومى نوشته ابوسعيد خراز (م. ٢٧٩ ق) و سومى نوشته ميرزاهاشم اشكورى (م. ١٣٣٢ ق) است.
ابوالحسين نورى در اين كتاب، قلب آدمى را صاحب چهار ساحتِ صدر، قلب، فوأد و لبّ دانسته است كه بهعنوان چهار معدن، وعاى چهار منزل هستند: صدرْ معدن اسلام، قلبْ معدن ايمان، فؤادْ معدن معرفت و لبْ معدن توحيد است كه توحيد، تنزيه خداى سبحان از ادراك او، معرفت، اثبات حقسبحانه و صفات عليا و اسماى حسناى او، ايمان عقدالقلب و اسلام تسليم تمامى امور به خداست.
ابوسعيد خراز در كتاب الفراغ، انسان را داراى چهار لايه نفس، طبع، قلب و روح مىداند. آنگاه منازل چهارگانه را در اين چهار لايه گنجانده است كه عبارتند از: مرتبه عبوديت و بندگى، مرتبه وفاى معامله در قضاى مولى، مرتبه اخلاص توحيد در اطلاع مولى و مرتبه صفاى معرفت در اشراف مولى. استقامت در عبوديت در سه چيز است: تضعيف نفس، آرامش دل و امحاى طبع؛ وفاى معامله در سه چيز است: حفظ اراده، روىآورى دل به خدا و تعلق روح به مشيت الاهى؛ اخلاص توحيد در سه چيز است: ترك تشبيه، وجود وحدانيت و نظاره فردانيت و بالأخره مرتبه صفاى