ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٣ - باب شناسائى امام و مراجعه به امام
طاعت خدا و معرفت امام مقصود است.
١٢- ابو بصير گويد: امام باقر (ع) به من فرمود: آيا امام خود را شناختى؟، گويد: گفتم: آرى به خدا پيش از آنكه از كوفه بيرون آيم، فرمود: در اين صورت تو را بس است.
١٣- بُرَيْد گويد: از امام صادق (ع) شنيدم مىفرمود در تفسير قول خدا تبارك و تعالى (١٢٣ سوره انعام): «آيا كسى كه مرده بوده و ما زندهاش كرديم و براى او پرتوى نهاديم كه با آن ميان مردم راه مىرود» (دنبال آيه) «مانند كسى است كه در ظلمات باشد و نتواند از آن به در آيد» مقصود از مرده نادانى است كه چيزى نمىفهمد و مقصود از نورى كه با آن ميان مردم راه مىرود همان امام است كه از او پيروى مىكند و مقصود از كسى كه در ظلمات گرفتار است و نتواند از آن به در آيد، آن كسى است كه امام را نشناسد.
١٤- امام باقر (ع) فرمود: ابو عبد الله جدلى بر امير المؤمنين (ع) وارد شد، امير المؤمنين (ع) فرمود: اى ابو عبد الله، تو را از تفسير قول خداى عز و جل (٩١ سوره نمل): «هر كه حسنهاى آورد، بهتر از آن را پاداش برد و هم آنها از هراس روز كذائى در آسايشند و هر كه گناهى ورزد به رو در دوزخ افتد، مگر مىشود جز طبق آنچه شما بكنيد پاداش يابيد؟» آگاه سازم؟ گفت: آرى يا امير المؤمنين، قربانت گردم. فرمود: اين حسنه معرفت ولايت و دوستى ما خانواده است و گناهى چنين انكار ولايت و بغض ما خانواده است. و سپس اين