ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥١٥ - باب اشاره و نص بر ابى جعفر دوم امام محمد تقى(ع)
(دست به ريش سفيد خود گرفت) اين ريش سفيد را لايق امامت ندانسته و اين جوان را لايق و اهل دانسته و او را بدان مقام كه بايد متمكن ساخته، من منكر فضل او گردم، نعوذ بالله، بلكه من بنده او هستم.
١٣- خيرانى از پدرش گويد: من در خراسان برابر ابو الحسن (امام رضا" ع") ايستاده بودم، يكى گفت: اى آقايم من اگر پيشآمدى شد به كه مراجعه شود؟ فرمود: به ابى جعفر پسرم، گويا آن گوينده سنّ ابو جعفر را كم شمرد، امام رضا (ع) فرمود: به راستى خدا تبارك و تعالى عيسى بن مريم (ع) را رسول و پيغمبر و صاحب شريعت تازه مبعوث كرد در سنى كوچكتر از سنى كه ابو جعفر دارد.
١٤- زكريا بن يحيى بن نعمان صيرفى گويد: شنيدم على بن جعفر براى حسن بن حسين بن على بن حسين باز مىگفت كه: به خدا، خداوند ابو الحسن الرضا (ع) را يارى كرد، حسن به او گفت:
آرى به خدا قربانت برادرانش به او شوريدند و ستم كردند.
على بن جعفر فرمود: آرى به خدا، ما عموهاى او هم به او ستم كرديم، حسن به او گفت: قربانت شما چه كرديد، من از وضع شما اطلاعى ندارم؟ گويد: فرمود كه: برادرانش به او گفتند و ما هم نيز به او گفتيم كه: ميان ما هرگز امامى سياه چرده نبوده.
امام رضا (ع) فرمود: او پسر من است، گفتند: رسول خدا (ص) به طبق قيافه حكم صادر كرده، فرمود: شما قيافهشناسان