ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٠٥ - باب اشاره و نص بر ابى الحسن الرضا(ع)
عباس گفت: من خوب زبان تو را مىشناسم" نقش تو نزد من بر آب است" و با اين جمله از هم جدا شدند و صلى الله على محمد و آله.
١٦- ابن سنان گويد: يك سال پيش از آنكه ابو الحسن موسى (ع) به عراق آيد خدمت آن حضرت رسيدم و پسرش على (ع) در برابر او نشسته بود، به من نگاهى كرد و فرمود: اى محمد متوجه باش كه در اين سال جنبشى (سفرى) باشد، از آن بىتابى مكن، گويد: گفتم، قربانت چه مىشود آنچه فرمودى مرا پريشان كرد؟ فرمود: من نزد اين سركش مىروم ولى از خود او به من آفتى نرسد و نه از آنكه بعد از او باشد، گويد: گفتم: آن چه باشد؟ قربانت، فرمود: هر كه ستم كند به حق اين پسرم و منكر امامتش گردد بعد از من چون كسى است كه ستم به على بن أبى طالب (ع) كرده و منكر امامت او شده بعد از رسول خدا (ص)، گويد:
گفتم: اگر خدا به من عمرى داد حق وى را به او تسليم كنم و به امامتش اقرار نمايم، فرمود: اى محمد، راست گفتى خدا عمر تو را طولانى كند و حق او را به وى تسليم كنى و معترف به امامت او و امامت آن كه بعد از او است باشى، گويد: گفتم: او كيست؟
فرمود: محمد پسرش، گويد: گفتم: براى او هم رضا و تسليم دارم.