ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٦٥ - باب اشاره و نص بر ابى الحسن موسى(ع)
محل نمازش بود تشريف داشت و دعا مىكرد و سمت راستش موسى بن جعفر (ع) بود كه آمين مىگفت بر دعايش من به او عرض كردم: قربانت، مىدانى كه من تنها نظر به شما دارم و به شما خدمت كردهام بعد از شما امام بر مردم كيست؟ فرمود: موسى زره را پوشيده و به اندام او رسا در آمده، گفتم: بعد از اين ديگر نياز به سؤالى ندارم.
٤- مفضل بن عمر گويد: من نزد امام صادق (ع) بودم كه ابو ابراهيم پسر بچهاى بود و نزد او آمد، امام به من فرمود: بخواه كه او وصى من باشد و امر امامت او را به هر كدام از هم عقيدههاى خود كه مىدانى راز نگهدارند اظهار كن.
٥- اسحاق بن جعفر گويد: روزى نزد پدرم بودم و على بن عمر بن على (بن الحسين) به او گفت: قربانت، بعد از تو ما خانواده و مردم ديگر به كه پناه برند؟ فرمود: به آن كه دو جامه زرد پوشيده و دو گيسوان دارد و از اين در به تو عيان گردد و هر دو لنگه در را با هر دو دست خود را باز كند، ما درنگى نكرديم كه دو كف هر دو لنگه را گرفته بودند و آن را گشود و ابو ابراهيم (ع) بر ما طالع شد.
٦- صفوان جمال گويد: منصور بن حازم به امام صادق (ع) گفت: پدر و مادرم قربانت، هر بامداد و پسين جانهائى را دريابند و اگر