ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤١٥ - باب اشاره و نص بر امير المؤمنين(ع)
يَعْلَمُونَ» «سلام باد شما در آينده مىدانيد- بدانند-» و از فضل وصىّ خود يارى كرد و در دل آنها نفاق افتاد و رسول خدا (ص) آن را دانست و هم آنچه را مىگفتند و خدا جلّ ذكره فرمود (٩٧ سوره حجر): «محققاً ما مىدانيم سينهات بدان چه گويند تنگ مىشود» (٢٢ سوره انعام): «به راستى آنها تو را دروغگو نشمارند ولى ستمكاران به آيات خدا انكار ورزند».
آرى آنها بىدليل انكار مىكردند و رسول خدا (ص) دل آنها را به دست مىآورد و گرم مىكرد و برخى را وسيله پذيرش برخى ديگر مىنمود و خرده خرده فضل وصى خود را به آنها اظهار مىكرد تا اين سوره نازل شد و بر آنها حجت آورد چون مرگ وى به وى اعلام شده بود و خبرش داده بودند خدا جلّ ذكره فرمود:
«ألم نشرح» «چون فارغ شدى نصب كن و به سوى پروردگارت روى كن» مىفرمايد: چون فراغت يافتى رهبر خود را منصوب كن و وصى خود را به مردم اعلام كن و فضل او را بىپرده و آشكارا بيان كن، آن حضرت فرمود: هر كه را من آقا و مولا هستم على آقا و مولا است، بار خدايا دوستش را دوست دار و دشمنش را دشمن دار- تا سه بار.
و باز فرمود: (در فتح خيبر) هر آينه مردى را براى فتح خيبر برانگيزم كه خدا و رسولش را دوست مىدارد و خدا و رسولش او را دوست مىدارد، گريزنده نيست (در اين بيان گوشه مىزد به كسى كه از درِ قلعه خيبر بىنتيجه برگشته بود و اصحاب خود را ترسو قلمداد مىكرد و اصحابش او را ترسو مىشمردند) و باز فرمود:
على (ع) سيد مؤمنان است، و فرمود: اين على (ع) همان كس است كه بعد از من در راه حق شمشير مىزند، و فرمود: حق با على است