ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٩٥ - باب آنچه نص از خدا عز و جل و رسولش صادر شده بر ائمه يكى بعد از ديگرى
اطاعت من فرمان داده چنانچه به اطاعت تو فرمان داده و اطاعت پدرت و رسول خدا در باره من هم تبليغ كرده مثل آن كه در باره تو و پدرت تبليغ كرده و خدا پليدى را از من برده مثل اين كه از تو و پدرت برده است، و چون امامت به حسين (ع) رسيد هيچ كدام از خاندان و خويشانش نمىتوانستند بر او ادّعائى بياورند چنانچه او مىتوانست طرح دعوى نسبت به برادر و پدر كند، در صورتى كه مىخواستند امر امامت را از او بگيرند و به ديگرى منتقل كنند با اين كه اين كار را نمىكردند و چون خلافت به حسين (ع) رسيد، اين آيه اجراء گرديد كه: أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ و امامت پس از حسين به على بن الحسين (ع) رسيد و بعد از على بن الحسين به محمد بن على (ع)، فرمود: مقصود از رجس و پليدى كه از ما بردهاند، شك است و به خدا ما هرگز در پروردگار خود شك نداريم (مقام توحيدِ خالص همين است).
٢- عبد الرحيم بن روح القصير از امام باقر (ع) (پرسيد) كه قول خدا عز و جل (٦ سوره احزاب): «پيغمبر به مردم از خودشان اولى است و زنهايش مادران آنانند و اولو الارحام اولى هستند بعضى بر بعضى در كتاب خدا» در باره چه كسى نازل شده؟ فرمود: در باره امر خلافت نازل شده و اين آيه در اولاد حسين (ع) بعد از او مجرى گرديده و ما اولى به امر خلافت و به جانشينى رسول خدائيم از ساير مؤمنين و مهاجرين و انصار، گفتم: اولاد جعفر در امامت بهرهاى دارند؟
فرمود: نه، گفتم: پس اولاد عباس در آن نصيبى دارند؟ فرمود: نه،