ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٨٥ - باب امورى كه موجب حجت و دليل بر امامت امام مىشوند
اما صرف مسائل دليل نمىشوند.
٦- امام صادق (ع) فرمود: امر امامت در پسرِ بزرگ است به شرط آن كه عيبى نداشته باشد.
٧- أبو بصير گويد: به أبو الحسن (ع) گفتم: قربانت، امام به چه دليل شناخته مىشود؟ گويد: در جواب فرمود: به چند خصلت:
١- با چيزى كه از پدر در باره او سابقه دارد (مانند نصّ بر او و سپردن علم امامت به او) به اشاره به وى تا دليل امامت باشد.
٢- هر چه از او پرسند جواب گويد و اگر در برابر او خاموش نشينند او خود آغاز سخن كند.
٣- مىتواند از فردا خبر دهد.
٤- با مردم جهان به هر زبانى مىتواند سخن كند و اهل هر زبانى مىتواند با او بدون مترجم گفتگو كند.
سپس فرمود: اى ابا محمد! من پيش از اينكه تو از جاى خود برخيزى، يك نشانهاى به تو مىنمايم. ديرى نگذشت كه مردى از اهل خراسان وارد مجلسِ ما شد و آن خراسانى به زبان عربى با آن حضرت سخن گفت ولى أبو الحسن به فارسى جوابش داد، آن خراسانى گفت: قربانت، بخدا مانع من از اينكه به زبان فارسى با شما سخن گويم اين بود كه شما زبان فارسى را خوب ندانيد. فرمود:
سبحان اللَّه! اگر من نتوانم جواب تو را بگويم، چه فضيلتى بر تو دارم؟ سپس به من فرمود: اى ابا محمد! به راستى سخن هيچ كس بر امام نهان نيست و نه گفتار پرنده و جانداران و نه هيچ زندهاى كه روح دارد، هر كه اين خصال را ندارد امام نيست.