ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٦١ - باب در شأن إنا أنزلناه في ليلة القدر و تفسير آن
سخن نكردى، گفتى كه: على بن ابى طالب (ع) به تو فرموده است:
شب قدر در هر سالى هست و در آن شب امور سال نازل مىشود و آن امور پس از رسول خدا (ص) واليانى دارد، تو گفتى: آنها كيانند، و او فرمود: من و يازده كس از صلب من كه همه امام و محدث هستند، تو گفتى: به رأى من شب قدر نباشد جز با رسول خدا (ص) و آن فرشته كه با على (ع) حديث مىكرد بر تو عيان شد و به تو گفت: اى عبد الله دروغ مىگوئى، آنچه را على (ع) باز گويد من به دو چشم خود ديدم- ولى او به چشم خود نديده ولى با دل دريافته و با گوش شنيده- سپس با پرش به تو سيلى زد و تو كور شدى. ابن عباس گفت: ما در هر چه اختلاف داريم حكمش با خدا است، من گفتم: حكم خدا موافق حكم كسى است كه در يك موضوع دو رأى مختلف دارد؟ جواب گفت: نه، من گفتم: در اينجا است كه خود هلاك شدى و ديگران را هلاك كردى.
٣- به همين اسناد از امام باقر (ع) رسيده است كه فرمود:
خداى عز و جل در باره شب قدر فرمايد (٤ سوره دخان): «در اين شب ممتاز شود هر امر محكم و بجائى» مىفرمايد: نازل مىشود در آن هر امر حكيمى، امر محكم و بر جا دو تا نيست و تنها همان يكى است، هر كه حكم بىاختلاف كند حكم او حكم خدا عز و جل است و هر كه حكمى دهد كه معرض اختلاف باشد و به عقيده خود خود را مصيب و بر حق داند به حكم طاغوت حكم كرده باشد.
به راستى در شب قدر بيان حكم همه امور ساليانه به ولى امر نازل مىشود و به او ابلاغ مىشود كه در باره خود چنين دستور دارد و در باره مردم چنان و بعلاوه از اين براى ولى امر (امام