ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٢٧ - باب نادر جامع در فضل امامت و صفات آن
او شمارند» خدا فرموده است (٣٦ سوره احزاب): «براى هيچ مرد و زن با ايمان اختيارى در برابر حكم خدا و رسولش در امرى از امورش نيست» و فرموده است (٣٦ سوره قلم): «چيست براى شما، چگونه قضاوت مى كنيد (٣٧) يا بلكه كتابى داريد كه از آن درس مىخوانيد (٣٨) كه حق داريد چه اختيار كنيد (٣٩) يا بر ما قسمتى داريد كه امضاء شده و تا قيامت حق قضاوت داريد (٤٠) بپرس كدامشان در اين موضوع پيشوا است (٤١) يا براى آنها شريكانى است بياورند شركاى خود را اگر راست گويند».
و خداى عز و جل فرموده است (٢٤ سوره محمد): «آيا در قرآن تدبر نكنند يا قفل بر دل دارند يا خدا دلشان را مهر كرده و نمىفهمند» يا (٢٠- ٢٣ سوره انفال): «گويند مىشنويم و شنوائى ندارند^ به راستى بدتر جانوران نزد خدا كَرها و گنگهائىاند كه عقل ندارند^ اگر خدا در آنها خيرى مىدانست به آنها شنوائى مىداد و اگر هم مىشنيدند پشت مىكردند و رو بر مىگردانيدند يا گويند شنيديم و عمداً مخالفت كرديم بلكه آن فضلى است كه خدا به هر كه خواهد دهد خدا صاحب فضل بزرگ است» چگونه مىتوانند امام اختيار كنند با آنكه بايد امام شخصيتى باشد كه:
١- دانا باشد و نادانى نداشته باشد.
٢- راعى و سرپرستى باشد كه شانه خالى نكند و نكول ننمايد.
٣- معدن قدس و طهارت و نور و زهد و علم و عبادت باشد.
٤- مخصوص باشد به دعوت از طرف رسول خدا و از جانب او معين شود.
٥- از نژاد فاطمه زهراء مطهره بتول باشد.