ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٠٧ - باب در اينكه ائمه(ع) نور خدا عز و جل هستند
٥- صالح بن سهل همدانى گويد: امام ششم (ع) در تفسير قول خداى تعالى (٨٠ سوره نور): «خدا نور آسمانها و زمين است، مثل نورش بمانند مشكاة است (فانوس)» فرمود كه: فاطمه (ع) است، «در آن چراغى است» حسن (ع)، «چراغ در آبگينه» حسين (ع)، «آبگينه بمانند اختر درخشانى است» فاطمه (ع) اختر درخشانى است ميان زنان جهان، «از درخت با بركتى بر افروزد» كه ابراهيم (ع) است، «زيتونهاى است نه شرقى و نه غربى» نه يهودى نه ترسا، «نزديك است روغنش تابان شود» دانش از آن بجوشد، «گر چه آتش در آن نگيرد نورى بر نورى فرازد» امامى پس از امامى آيد، «خدا هر كه را خواهد به نورش رهنمايد» هر كه را خدا خواهد به امامان رهنمائى كند، «و خدا براى مردم مثلها بزند».
گويد: گفتم: «يا مانند امواج تاريكىها» (در درياى ژرف)، فرمود:
اولى و رفيق او است «كه موج» سومى «آن را فرا گرفت و بر زبرش موج تاريكيهاى» دومى «بود»، «برخى بر زبر برخى بودند»- معاويه و آشوبهاى بنى اميه (لع) «چون دستش را بر آرد» شخص مؤمن در تاريكى فتنه و آشوب آنها، «نزديك باشد كه آن را نتواند ديد، هر كه خدا برايش نورى مقرر نساخته» يعنى امامى از فرزندان فاطمه (ع) «نورى برايش نباشد» امامى در روز قيامت، و فرمود: در تفسير قول خدا (١٢ سوره حديد): «مىشتابد نورشان از جلوى رو و دست راست آنها» ائمه مؤمنان در روز قيامت مىشتابند از جلوى مؤمنان و در