ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٧٣
است.
... در اين حديث دل امام به صور تشبيه شده و آن الهامى كه در آن واقع شود به دميدن، از مجلسى (ره). (ساحر) يعنى جادوگر از مجلسى (ره)- گفتهاند ساحر كسى است كه نيروى اثر بخشى بر جز خود دارد، خلاف از شريعت و آزار بخش بر مردم، چون جدا كردن زن و شوهر و دشمن ساختن دو كس، و گفتهاند كسى است كه امر فوق عادت آورد به اسبابى نهان كه علت عادى آنند، و شامل معجزه و كرامت نيست كه نياز به هيچ سبب طبيعى ندارند و بر پايه غفلت نباشند و به مجرد توجه نفوس كامله به مبدأ پديد گردند، و گفتهاند جادوگر سخنى گويد و يا چيزى نويسد و يا افسونى دمد و كارى كند كه در بدن يا عقل يا دل ديگرى بدون تماس با او اثر بخشد، و (كاهن) به معنى پيشگو است و مدعى دانستن اسرار است، در عرب كاهنانى بودند چون شق و سطيح و ديگران بعضى را گمان بود كه همرازى از جن دارد و براى او خبر مىآورد و بعضى را گمان بود كه از مقدمات و اسباب آينده را مىفهمد و اين قسم را عربها" عرّاف" مىگفتند.
در صحاح است كه كاهن همان ساحر است، و مقصود طلحه و زبير از اين سفارش اين بود كه خداش نماينده آنها تحت تأثير معجزه على (ع) قرار نگيرد و به او نگرود و آنچه بيند حمل بر سحر و كهانت كند. پايان كلام مجلسى (ره).
من مىگويم موضوع قابل توجه اين است كه طلحه و زبير در چه تاريخى اين پيام را براى على (ع) فرستادند، آنچه مسلَّم است اين است كه پس از قتل عثمان و زمام دارى على (ع) بوده و در اين دوران مدت كمى با آن حضرت زيستند كه به جنگ جمل كشيد و اين هر دو نابود شدند و در اين مدت كوتاه هم با آن حضرت سه گونه رابطه برقرار كردند.