ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٢٤
درون تن انسان جهاز مستقلى دارند و وجود انسان از تركيب اين جهازات و نيروها است، چنانچه جسم او از تركيب ميليونها سلول فراهم شده، و ظاهر اخبار اين است كه اين نيروهاى روحى و معنوى هم مستقل و از هم جدا هستند و در وجود معنوى انسان به هم آميخته و متّحد شدهاند و از نظر يك تشبيه محيط معنوى انسان محل تابش انوار متعددى است چون يك اطاقى كه فرض كن چند لامپ برق در آن روشن است، همه اين لامپها يك روشنى كامل منعكس مىكنند ولى با خاموش كردن هر كدام نور مربوط به او از ميان مىرود و نور لامپهاى ديگر پا بر جا است، و از اخبار استفاده مىشود كه اين ارواح در درون وجود معنوى انسان تعبيه شده است نه در خارج از او، گر چه فهم حقيقت وجود انسان هم بسى مشكل است.
٦) نيروى روح القدس نيروى ثابت وجود انسان است و رمز همان مقام عصمت است كه خاص انبياء و اوصياء است، و به همين جهت غفلت و خطا و اشتباه در انبياء و اوصياء نيست، ولى ساير نيروهاى روحى ديگر دچار آفت و انحراف مىشوند و تا به هر اندازه از كمال هم كه برسند از خطا و اشتباه و غفلت مصون نيستند، و به همين جهت در بسيارى از اخبار باب مىفرمايد: و الاربعة الارواح تنام و تغفل و تزهو و تلهو. خواب از خود بىخود شدن و خود را از دست دادن، روح ايمان و روح نيروى انقياد براى حق، روح اطاعتجوئى- همه در برابر حوادث ممكن است خود را از دست بدهند و به خواب عميقى اندر شوند.
غفلت- يك فراموشى موقتى است كه ممكن است به همه اينها دچار شود. زهو- غرور به خود باليدن و عُجب، بيشتر دامن گير مؤمنان سبك سر مىشود.
لهو- سرگرمى به امور دنيا و مال و جاه و فرزند و مقام و منصب، آفتى است كه در آن سر زمين ايمان فلك بر باد شده است.