ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٢٠
بيشتر آنها مخالف اصول و مقررات دين است ولى براى صرف تشبيه و تنظير و تقريب به افهام بيان كرديم، و علم همه اينها نزد خداوند عليم و خبير است.
وافى هم در بيان حديث- ١- اين باب سخنى دارد كه براى نمونه نقل مىشود:
همانا آنها را سه دسته آفريده، زيرا اصول عوالم و نشئهها سه است:
(١) عالم جبروت، كه عالم عقول مجرد از ماده و صورت است، و اصحابش سابقونند، و روح القدس در آنها است.
(٢) عالم ملكوت، و آن عالم مثال و خيال مجرد از ماده است، نه صورت، اصحاب آن اصحاب ميمنهاند، روح ايمان در آنها است.
(٣) عالم ملك، و آن عالم مشهود و محسوس مادى است و اصحاب آن اصحاب مشأمهاند، و روح مدرج در آنها است كه (درج دروجاً) است وقتى راه رود، عالم غيب شامل دوتاى اولى است و هم عالم ارواح و بسا هر دوى آنها را ملكوت خوانند.
آيا اين بيان چه حقيقتى را روشن مىكند و چه توضيحى درستى از اخبار باب دارد، چه عرض كنم؟.
در اينجا نكات ذيل قابل توجه است:
١) استعداد و آمادگى از نظر سرشت و محيط پيدايش و پرورش در وضع روحى و ادراك بشرى تأثير بسزائى دارند، به همين جهت امام صادق (ع) در روايت اول اين باب اين موضوع را مورد گفتگو ساخته و به آيات مباركه سوره واقعه پرداخته، اين آيات يك سابقه استعدادى از جامعه بشرى ياد آورى مىكند و مىفرمايد شما چنين بوديد، شما در عين حالى كه جفت بوديد سه دسته بوديد، اصحاب سعادت، اصحاب شئامت و سابقون، تعبير به چنين بوديد براى سلب مسئوليت از هر مقامى است كه مىفرمايد در ذات خود چنين بوديد، استعداد مختلفه و بلكه جدا و متبائنه داشتيد، ولى از