ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨١٩
چنانچه خدا فرموده (٣٨ سوره نبأ): «روزى كه روح و ملائكه در صف ايستند».
و ارواحى كه در اينجا ذكر شده است دو وجه دارد:
الف- از هم جدا باشند و برخى بيرون از تن و برخى درون آن باشند (بيرونى چون روح القدس و روح ايمانى، و درونى چون روح شهوت و روح عمومى).
ب- مقصود از همه يك روح باشد كه همان نفس ناطقه باشد و اختلاف از نظر اعمال و درجات و مراتب آن در طاعت حق چنانچه همين نفس ناطقه را از نظر مراتب علم و معرفت به عقل هيولانى و عقل بالفعل و عقل بالملكه و عقل مستفاد تقسيم مىكنند، و ممكن است روح قوت و روح شهوت و روح مدرج همه همان روح حيوانى باشند، و روح ايمان و روح القدس روح انسانى و نفس ناطقه، يا آن چهار روح مراتب نفس باشند و روح القدس همان خلق اعظم باشد، زيرا ظاهر اكثر اخبار اين است كه روح القدس جدا از نفس است و محتمل است ارتباط روح القدس فرع بر حصول حالت قدسيه براى نفس باشد و اطلاع روح القدس بر نفس ناطقه به اعتبار حصول اين حالت باشد، يا مقصود آن جوهر قدسى است كه در اين حال با نفس ناطقه مربوط مىشود.
چنانچه حكماء گويند، وقتى نفس ناطقه از ملكات پست حيوانى پاك شد و به صفات عاليه آراسته گرديد و پرده تاريك هيولا از آن زدوده گرديد و از علائق كوتاه جسمانى رست به عقل فعّال ارتباط خاصى پيدا مى كند چون ارتباط بدن به روح و در اين حال همه چيز را در عقل فعال مطالعه مىكند و در هر آن و هر ساعت علوم و حكمت و معارف از عقل فعال به وى افاضه مىشود، و آن عملى كه در هر شب و هر روز به امام افاضه مىشود به همين معنى تأويل كردهاند، و اين سخن گر چه بر مقدماتى مبتنى است كه