ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٨٥
بهانه مىگرفتند و بعنوان عنادورزى يا بلكه مسخره و استهزاء از امام يا پيغمبر مسائلى مانند مسائل درويشى كه عوام به رخ دانشمندان مىكشند، از آنها پرسشهائى مىكردند و جز اين جوابى نداشتند كه علم غيب از آن خدا است. از مجلسى (ره)- اعلام يا با الهام است يا با القاء از طرف روح القدس. از مجلسى (ره)- اين تاريخِ وفات، خلاف مشهور است، زيرا مشهور وفات آن حضرت را در ماه محرم مىدانند و وفات پيغمبر در عقيده شيعه در صفر بوده و به زعم مخالفان در ربيع الاول، مگر اينكه مقصود شب از نظر هفته باشد و در آن هم اختلاف هست. از مجلسى (ره)- كان هذا مما لم يجز، علت اعتراض اين است كه حفظ نفس واجب است از نظر عقل و شرع و روا نيست كه آن را در هلاكت انداخت، امام فرمايد: اين درست است ولى ميان بقاء و لقاء مخير شد و لقاء خدا را برگزيد، و اين جواب بر اين پايه است كه حفظ نفس در همه حال واجب نيست، و اين از خصائص ائمه است كه چون مرگ را خواهند، حفظ نفس بر آنها واجب نباشد، و حكم عقل در اين جا مورد اعتنا نيست با اين كه حكم عقل در اين مورد مسلّم نيست، محدّث استرآبادى گفته: احاديث اين باب صريح در آن است كه اصل مشهور ميان معتزله راجع به وجوب حفظ نفس عقلًا درست نيست.
در بعضى نسخهها به جاى خير با خاء نقطه دار، (حير) با حاء بىنقطه آمده و در اين صورت معنى چنين است كه امام در آن مواقع مرگ را فراموش كرد و غافلگير شد، و رواياتى هم مؤيد آن وارد شده است.
و در بعضى نسخهها (حين) است به حاء بىنقطه و نون، يعنى مرگ او در اين وقت معين شده بود و فرار از تقدير ممكن نبود، و حاصل جواب اين است كه كسى كه اسباب واقعى مقدرات را نداند مكلف است از آنها