ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٥٩ - شرحها
و چون موسى (ع) در نبرد مىشد آن را جلوى قشون مىكشيد تا دل بنى اسرائيل بدان گرم باشد و نگريزند.
٢- در ميان آن صورت پيغمبران قرار داشت.
٣- على بن ابراهيم در تفسيرش گفته است: تابوتى بود كه خدا براى حفظ موسى فرستاد و مادرش وى را در آن نهاد و به دريا افكند و آن در ميان بنى اسرائيل بود و بدان تبرك مىجستند و چون مرگ موسى در رسيد الواح توراة و زره خود و آيات نبوت را در آن نهاد و آن را به وصى خود يوشع سپرد و هميشه تابوت در دست آنها بود تا آن را خوار شمردند و اسباب بازى كودكان شد و در ميان راهها با آن بازى مىكردند.
در باره اينكه فرشتهها آن را حمل مىكردند چند وجه گفتهاند:
١- خدا آن را پس از موسى بالا برد و براى پيروزى طالوت فرود آورد در حالى كه بنى اسرائيل به آن نگاه مىكردند.
٢- پس از موسى به همراه پيغمبرانشان بود و بدان پيروزى مىجستند بر دشمنان خود تا فاسد شدند و كفار بر آنها غالب گرديدند و تابوت را تصرف كردند و تا دوران قيام طالوت در سرزمين جالوت بود تا اينكه گرفتار بلا شدند و پنج شهر آنها ويران شد و آن را بر اثر تابوت دانستند و بدان فال بد زدند و آن را بر دو نره گاو بار كردند و به بيابان رها كردند و فرشتهها آنها را به سوى طالوت راندند و به او رسانيدند.
٣- تا تابوت ميان بنى اسرائيل محترم بود آنها عزت و شرافت داشتند و چون گناه كردند و تابوت را خوار شمردند، خدا آن را بالا برد و چون از پيغمبر خود در خواست فرماندهى كردند، خدا طالوت را فرمانده آنها ساخت تا با او نبرد كنند و تابوت را هم به آنها برگردانيد. مجلسى (ره) گفته: اين جمله كنايه از انكار وجود او است يا كنايه از اظهار خشم شديد دشمن از ظهور او است يا كنايه از اطاعت از او