ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٨٩ - باب در وجه امتياز دعوى حقگو و باطل جو در امر امامت
پذيرائى او را فراهم كن.
خداش: خير آقا من به آنچه فرمودى نياز ندارم.
على (ع): پس بهتر است در يك مجلس محرمانه و خصوصى باهم صحبت كنيم.
خداش: هر مطلب محرمانه و زير پردهاى در نظر من آشكار تلقى مىشود و خلاصه من حرف محرمانهاى ندارم.
على (ع): تو را به آن خدائى سوگند مىدهم كه از خودت به تو نزديكتر است، آنكه ميان تو و دلت حائل تواند شد، آنكه چشمك زدنها و راز سينهها را مىداند، آيا زبير به تو اين سفارشها را كرده است؟
خداش: به خدا آرى او سفارش كرده و دستور داده.
على (ع): اگر آنچه پرسيدم كتمان مىكردى، ديگر ديده بر هم نمىگذاشتى (يعنى هلاك مىشدى)، تو را به خدا آيا به تو سخنى آموخت كه چون نزد من آئى آن را بگوئى؟
خداش: به خداوند، آرى به من چيزى تعليم داد.
على (ع): آيه مباركه سخره بود؟
خداش: آرى همان آيه است.
على (ع) آن را بخوان. على (ع) به وى تلقين كرد و او خواند و باز تكرار كرد و هر جا غلط مىخواند براى او باز مىگفت تا هفتاد بار آن را خواند.
خداش: عجب است، امير المؤمنين دستور مىدهد هفتاد بار اين آيه تكرار شود.
على (ع): حالا دريافتى كه دلت خوب آسوده و مطمئن شد.
خداش: آرى، به آن خدائى كه جانم به دست او است.