ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٦٧ - باب در امر غيبت امام عصر(ع)
مردم را ببيند و مردم او را نبينند- مقصود اين است كه به عنوان امامت او را تشخيص ندهند و او را نشناسند.
٧- اصبغ بن نباته گويد: خدمت امير المؤمنين (ع) رسيدم و ديدمش در انديشه است و به زمين مىكوبد (با سر عصا يا انگشت به طورى كه جاى آن مىماند) گفتم: يا امير المؤمنين، چرا من شما را انديشناك بينم و به زمين مىكوبى، براى رغبت در كار خلافت است؟
فرمود: نه، هرگز روزى نبوده كه من بدان رغبتى داشته باشم و نه به دنيا ولى در انديشه نوزادى اندرم كه از پشت من است يازدهمين فرزندم او است همان مهدى كه زمين را پر از عدل و داد كند بعد از آنكه از جور و ستم پر شود، براى او يك نهانى و سرگردانى است كه مردمى در آن گمراه شوند و ديگرانى در آن ره جويند.
گفتم: يا امير المؤمنين، اين نهانى و سرگردانى تا چه اندازه است؟ فرمود: شش روز، شش ماه، شش سال، گفتم: اين امر شدنى است؟ فرمود: آرى، چنانچه آن مقدر شده است ولى تو از كجا با اين امر مربوط باشى؟ آن نصيب نيكان اين امت باشد با نيكان ائمه خاندان پيغمبر (ص)، عرض كردم: پس از آن چه خواهد بود؟
فرمود: سپس خدا هر چه مىخواهد مىكند، زيرا او بداها و ارادهها و غايات و نهاياتى دارد.
٨- معروف بن خربوذ از امام باقر (ع) فرمود: همانا ما چون