ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٤١ - باب در نام كسانى كه او را ديدهاند
فرمود: عُمَرى و پسرش هر دو ثقهاند، هر چه از من به تو رسانند از من رساندهاند و هر چه به تو گويند از قول من گفتهاند از آنها بشنو و از آنها اطاعت كن كه هر دو ثقه و امينند، اين قول دو امام است كه در باره تو صادر شده.
گويد: ابو عمرو به سجده افتاد و گريست و سپس گفت:
بپرس، من به او گفتم: تو به چشم خود جانشين امام حسن عسكرى (ع) را ديدهاى؟ فرمود: آرى به خدا، و گردنش مانند اين است و با دست خود اشاره كرد، به او گفتم يك پرسش ديگر مانده است، فرمود: آن را هم بياور، گفتم: نامش؟ فرمود: بر شما حرام است از آن بپرسيد و اين را هم از پيش خود نمىگويم، و من حق ندارم چيزى را حلال كنم و يا حرام كنم، ولى از قول او مىگويم، زيرا پيش سلطان و حكومت چنين مسلّم شده كه امام حسن عسكرى وفات كرد و پسرى نداشت و ميراثش را هم قسمت كردند و كسانى كه حق نداشتند گرفتند و هم اكنون عيال آن حضرت در بدرند و كسى جرأت ندارد خود را به آنها معرفى كند يا چيزى به آنها برساند و چون نام را دانستند به دنبال او مىروند، از خدا بپرهيزيد و از اين موضوع درگذريد.
كلينى گويد: شيخى از اصحاب ما هم كه نامش را فراموش كردهام به من باز گفت كه: ابا عمرو از احمد بن اسحق همين پرسش را كرد و به او چنين پاسخى داد.
٢- على بن محمد از محمد بن اسماعيل بن موسى بن جعفر كه پيرمردترين اولاد پيغمبر (ص) بود در عراق روايت كرده كه گفت: من او را در ميان دو مسجد ديدم، او هنوز پسر بچهاى بود.