ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥١١ - باب اشاره و نص بر ابى جعفر دوم امام محمد تقى(ع)
اين كه يكى از آن دو صامت و ساكت باشد، بدو گفتم: اين شما هستيد كه بعد از شما براى شما امام صامتى نيست و هنوز ابو جعفر (محمد تقى" ع") براى او متولد نشده بود به من فرمود: به خدا كه خدا براى من فرزندى قرار دهد كه به وسيله او حقّ و أهل حقّ را ثابت نگهدارد و باطل و اهل باطل را محو سازد، بعد از يك سال ابو جعفر (محمد تقى ع) متولد شد و ابن قياما واقفى مذهب بود.
٨- حسن بن جهم گويد: خدمت امام رضا (ع) نشسته بود پسرش را كه هنوز صغير بود پيش خواند و در كنار منش نشانيد و به من فرمود: او را برهنه كن و پيراهنش را بكن، من پيراهن او را بيرون آوردم، به من فرمود: ميان دو شانهاش را نگاه كن من نگاه كردم و ناگاه ديدم در يكى از دو كتفش مانند مُهرى است كه در گوشت فرو رفته، سپس فرمود: اين را مىبينى؟ مانند آن در همين جا بر شانه پدرم بود.
٩- ابى يحيى صنعانى گويد: من خدمت امام رضا (ع) بودم پسرش ابو جعفر (ع) را كه صغير بود آوردند، فرمود: اين است مولودى كه براى شيعيان ما از او با بركتترى زائيده نشده.
١٠- صفوان بن يحيى گويد: به امام رضا (ع) گفتم: ما پيشتر دعا مىكرديم كه خدا ابو جعفر (ع) را به شما ببخشد، شما مىفرمود: كه خدا پسرى به من خواهد داد، اكنون خدا او را به شما بخشيد، چشم ما را روشن كن (يعنى امامت او را اعلام كن) خدا روز مرگ تو را به ما ننمايد، اگر پيش آمدى شد به چه كسى