ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٧١ - باب اشاره و نص بر ابى الحسن موسى(ع)
رسيدم و او بالا سر ابو الحسن موسى (ع) ايستاده بود كه در گهواره بود، و رازى طولانى با او مىگفت، من نشستم تا فارغ شد و برخاستم خدمت آن حضرت رفتم، به من فرمود: برو نزد مولا و آقايت و به او سلام كن، من نزديك رفتم و به او سلام كردم و جواب سلام مرا با زبانى شيوا داد و سپس به من فرمود: برو نامى كه ديروز براى دخترت گذاشتى تغيير بده زيرا آن نامى است كه خدا آن را بد دارد و براى من نوزاد دخترى بود كه حميراء نام گذاشته بودم و امام صادق (ع) به من فرمود: به دستور او كار كن تا هدايت شوى، من نام آن دختر را عوض كردم.
١٢- سليمان بن خالد گويد: امام صادق (ع) روزى در حضور ما، ابو الحسن را احضار كرد و به ماها فرمود: بر شما باد ملازمت اين آقا به خدا او بعد از من سرور و امام شما است.
١٣- ابو أيوب نحوى گويد: ابو جعفر منصور نيمه شبى مرا خواست و نزد او رفتم، بر تخت خود نشسته بود و جلو او شمعى بود و در دست او نامهاى، گويد: من چون سلام دادم آن نامه را پيش من انداخت و مىگريست، گفت: اين نامه از محمد بن سليمان است كه به ما گزارش داده، جعفر بن محمد وفات كرده است، إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ- تا سه بار- و كجا است مانند جعفر؟ سپس به من گفت:
بنويس، من ديباچه نامه را نوشتم و سپس گفت: بنويس، اگر به شخص معينى وصيت كرده او را پيش دار و گردنش را بزن،