ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٥١ - باب اشاره و نص بر على بن الحسين(ع)
و چون كار حسين (ع) بدان جا كه مقدّر بود كشيد آن كتاب را به على بن الحسين (ع) داد، به آن حضرت گفتم: در آن چه بود- يرحمك الله-؟ فرمود: هر چه فرزندان آدم بدان نيازمندند از روزى كه دنيا به وجود آمده تا تمام شود.
٣- ابو بكر حضرمى از امام صادق (ع) فرمود: چون حسين (ع) آهنگ عراق كرد كتب و وصيّت امامت را به ام سلمه سپرد و چون على بن الحسين به مدينه برگشت ام سلمه آنها را به وى داد.
در نسخه صفوانى است: ٤- فليح بن ابى بكر شيبانى گويد: به خدا من خدمت على بن الحسين (ع) نشسته بودم و فرزندانش نزد او بودند كه جابر بن عبد الله انصارى خدمت او آمد و بر او سلام كرد و دست ابى جعفر امام باقر (ع) را گرفت و با او خلوت كرد و پس از آن گفت: به راستى رسول خدا (ص) به من خبر داده كه من محققاً مردى از خاندان او را درك مىكنم كه او را محمد بن على گويند و كينهاش ابا جعفر است و چون او را درك كردى سلام مرا به او برسان، گويد: جابر رفت و ابو جعفر نزد ما برگشت و با پدرش على بن الحسين (ع) و برادرانش نشست و چون نماز مغرب را خواند، على