ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٤٩ - باب روحى كه خدا بدان، ائمه را حفظ مىكند
ملكوت است.
٤- ابو بصير گويد: از آن حضرت شنيدم مىفرمود: در «وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي» كه روح خلقى است بزرگتر از جبرئيل و ميكائيل، با هيچ كس از گذشتگان نبوده تنها با محمد (ص) بوده و او با ائمه است، آنها را حفظ مىكند و رهنمائى مىنمايد و نيست كه هر چه را جويند يابند (يعنى اين مقام خدا داده است و با كسب و كوشش به دست كسى نيايد).
٥- ابى حمزه گويد: از امام صادق (ع) پرسيدم، علم و دانش همان است كه از دهان مردم مىآموزند و از استاد ياد مىگيرند و يا اين كه در كتابى باشد نزد خود شما كه آن را مىخوانيد و ياد مى گيرند؟ فرمود: موضوع علم از اين مهمتر و ثابتتر است، مگر قول خداى عز و جل را نشنيدى (٥٢ سوره شورى): «و هم چنين به تو وحى كرديم يك روحى از امر خود، تو نمىدانستى كه كتاب چيست؟ و نه ايمان چيست؟» سپس فرمود: اصحاب شما در اين آيه چه مىگويند؟
آيا اعتراف مىكنند كه آن حضرت در حالى هم به سر برد كه نمى دانست كتاب چيست و ايمان چيست، گفتم: قربانت، من نمىدانم چه مىگويند، به من فرمود: آرى، در حالى هم بود كه نمىدانست كتاب چيست و نه ايمان چيست تا خدا روحى كه در قرآن نام برده بعث كرد و چون آن را به وى وحى كرد، علم و فهم را بدان آموخت و دانست، و اين روحى است كه خدا به هر كه خواهد عطا كند و چون آن را به بندهاى عطا كرد، به او فهم آموزد.