ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٠٧ - باب در اين كه ائمه(ع) هر چه بوده و هر چه مى باشد مىدانند و آن كه چيزى بر آنها نهان نماند
از آن دو اعلمم و به آنها بدان چه در دست نداشتند خبر مىدادم، زيرا به موسى و خضر (ع) علم آنچه بوده داده شده بود و به آنها علم آنچه مىباشد و آن چه خواهد بود تا قيام ساعت نداده بودند و محققاً ما از رسول خدا آن را به خوبى ارث برديم.
٢- حارث بن مغيره و عدهاى از اصحاب ما (شيعه) كه از آنها بود، عبد الاعلى، ابو عبيده و عبد الله بن بشر خثعمى همه شنيدند كه امام صادق (ع) مىفرمود: به راستى من مىدانم آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است و مىدانم آنچه در بهشت است و آنچه در دوزخ است و ميدانم آنچه بود و آنچه مىباشد، گويد: سپس اندكى صبر كرد و ديد كه اين سخن بر هر كه شنيد گران آمد پس فرمود: من اينها را از كتاب خدا عز و جل مىدانم، زيرا خدا عز و جل مىفرمايد: در آن بيان واضح هر چيزى است (شايد نقل بمعنى فرموده زيرا آنچه در مصاحف است اين است (٨٩ سوره نحل): «تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ» يا در قرائت ائمه چنين بوده است) از مجلسى (ره).
٣- جماعه بن سعد خثعمى گويد: مفضل خدمت امام صادق (ع) بود و به آن حضرت گفت، قربانت خدا اطاعت از بندهاى را بر بندگان خود واجب كند با اينكه آن بنده خبرى از آسمان ندارد؟ فرمود: نه، خدا كريمتر و مهربانتر و مهرورزتر است بر بندگان خود از اين كه بر آنها واجب كند اطاعت از يك بنده خود را و او را در بامداد و پسين از خبر آسمان بىاطلاع گذارد؟