ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٣٧ - باب كه در آن ذكرى از صحيفه و جفر و جامعه و مصحف فاطمه(ع) است
اوصياء و علم دانشمندان گذشته از بنى اسرائيل، گويد: گفتم: به راستى اين است همان علم كامل، فرمود: اين هم علمى است ولى باز آن علم نهائى و كامل نيست، و ساعتى خاموش شد و باز فرمود: به راستى نزد ما است مصحف فاطمه (ع) و چه مىفهمند كه مصحف فاطمه چيست؟ گويد: گفتم: مصحف فاطمه (ع) چيست؟ فرمود:
سه برابر اين قرآنى كه ميان شما است در آن است و به خدا يك كلمه از اين قرآن شما هم در آن نيست، گويد: گفتم: به خدا علم كامل اين است، فَرمود: اين هم علمى است ولى آن علم نهائى و كامل نيست، و ساعتى خاموش شد و باز فرمود: به راستى در نزد ما است علم آنچه بوده و علم هر چه خواهد بود تا قيام ساعت، گويد:
گفتم:
قربانت بخدا علم نهائى اين است، فرمود: اين هم علمى است ولى آن علم نهائى نيست، گويد: عرض كردم: قربانت، پس علم نهائى و كامل چيست؟ فرمود: آن علمى كه در هر شب و هر روز نسبت به كارى دنبال كارى و چيزى دنبال چيزى پديد شود تا روز قيامت.
٢- حماد بن عثمان گويد: شنيدم امام صادق (ع) مىفرمود:
زنادقه در سال صد و بيست و هشت ظهور كنند، من اين را از مطالعه مصحف فاطمه (ع) دريافتم، من عرض كردم: مصحف فاطمه (ع) چيست؟ فرمود: چون خداى تعالى جان پيغمبر را گرفت، فاطمه (ع) از وفات آن حضرت تا آنجا اندوهناك شد كه جز خداى عز و جل نداند، خدا فرشتهاى فرستاد تا فاطمه (ع) را تسليت دهد و با او حديث گويد: از اين پيش آمد به على (ع) شكايت كرد (چون