ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٣٩ - باب در اينكه ائمه(ع) همان مردم مورد حسدند كه خدا عز و جل در كتاب خود ياد كرده است
مردم ندهند» ما هستيم مردمى كه خداوند محبوب دانسته و نقير نقطهاى است كه ميان هسته خرما است «يا بلكه به مردم حسد برند نسبت بدان چه خدا از فضل خود به آنها داده» ما هستيم مردمى كه به ما حسد برند نسبت به آن مقام امامتى كه خدا به ما داده و به همه مردم ديگر نداده، (٥٧ سوره نساء): «محققاً به خاندان ابراهيم (ع) كتاب و حكمت داديم و به آنها ملك بزرگى ارزانى داشتيم» مىفرمايد:
از اين خاندان رسولان و پيغمبران و امامان مقرر نموديم، چطور از خاندان ابراهيم به اين حقيقت اعتراف دارند و در خاندان محمد (ص) منكر آنند؟ «برخى بدان ايمان آرد و برخى ديگر از آن رو برگرداند، دوزخ براى آتش گرفتن آنها بس است (٥٨) به راستى آن كسانى كه به آيات ما كافر شدند در آينده آنها را در آتشى اندازيم كه هر آن گاه پوستشان سخت و آخته شد پوست ديگر به آنها بدهيم تا خوب مزه عذاب را بچشند، براى آنكه خداوند عزيز و حكيم است».
٢- محمد بن فضيل از أبو الحسن (ع) در تفسير قول خداى تبارك و تعالى (٥٤ سوره نساء): «بلكه حسد برند به مردم بدان چه خدا از فضل خود به آنها داده است».
فرمود: ما هستيم حسد بردهشدهها.
٣- حمران بن اعين گويد: به امام صادق (ع) گفتم: مقصود از قول خداى عز و جل (٥٤ سوره نساء): «به آل ابراهيم كتاب داديم» چيست؟
فرمود: نبوت است، گفتم: حكمت چيست؟ فرمود: