اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٣٦٩ - \* تحليل و اثبات تعريف ششم
٦) حيثيت «ما به يتحقّق الغرض المطلوب من الشىء» در عالم ذهن قبل از وضع لفظ براى معنا قابل تصوّر است و اين تصوّر؛ نظير ساير تصوّرات اوّليه كاشف بالذات و حاكى بالماهية عن الخارج است و به همين لحاظ نه اشكال عدم ترتّب آثار پيش مىآيد چون صورت حيثيت ما به يتحقّق الغرض المطلوب، صورتى است حاكى بالذات از وجود خارجى اين حيثيت كه منشأ اثر است، و نه اشكال موقوفيت بر تعلّق امر؛ زيرا ظرف وجود صورت ذهنى حيثيت مذكور كه موضوع له لفظ است، ظرف ذهن است نه خارج.
دليل بر صواب بودن نظريه ششم در تفسير معناى صحّت چند چيز است:
١) تبادر از لفظ صحّت به لحاظ موارد گوناگون استعمال لفظ «صحّت» در عرف اهل لغت؛ بلكه در عرف عقلاء، و شاهد بر اين تبادر، صحّت حمل لفظ بر اين معنا و صحّت سلب آن است از ساير معانى. با توجّه به آنچه گفتيم كه در شرع اصطلاح مخصوصى در كاربرى لفظ صحّت وجود ندارد؛
٢) استقراى مصداقى، دائر مدار بودن آثار و لوازم صحّت را در عالم واقع و خارج با حيثيت مذكور اثبات مىكند؛ زيرا آنجا كه حيثيت مذكور تحقّق دارد وصف صحّت صادق است، و آنجا كه حيثيت مذكور تحقّق ندارد وصف صحّت منتفى است؛
٣) مناسبت آثار شرعى مترتّب بر صحّت و فساد با معناى مذكور، و به تعبير ديگر احكامى كه شارع در موارد حكم به صحّت مترتبه ساخته، و احكامى كه در موارد حكم به فساد مترتّب نموده است با اين معنا از صحّت و فساد مناسبت دارد؛ مثلًا: از جمله مشهورترين آثار شرعى مترتّب بر صحّت و فساد عدم وجوب اعاده و قضاء در موارد صحّت و وجوب آن در موارد فساد است، آنچه با اين اثر مترتّب بر صحّت و فساد مناسبت دارد همين معنا از صحّتى است كه گفتيم؛ يعنى «ما به يتحقّق الغرض المطلوب من الشىء»؛ زيرا وجوب اعاده و قضاء كه اثر فساد است با عدم تحقّق غرض مطلوب مناسبت دارد، كما اينكه عدم وجوب اعاده و قضاء كه اثر صحّت است با تحقّق غرض مطلوب از آن شيئ مناسبت دارد.