اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ١٤٧ - \* نقد استاد شهيد بر اين نظريه
تقريبى ديگر از اين اشكال در تقريرات مخطوط محقّق حائرى از درس استاد شهيد، وجود دارد كه اين دفع در آن كارايى ندارد و آن اين است كه: اگر بنا بود به سبب اعتبار وحدت لفظ و معنا آثار تكوينى معنا بر لفظ بار شود چرا از ميان همه آثار تكوينى معنا، خصوص اين اثر (يعنى: سببيت احساس به معنا نسبت به تصوّر معنا) بر تصوّر لفظ بار مىشود؟ و اينكه چرا ساير آثار مترتّبه بر معنا، به لفظ سرايت نمىكند؟ پس معلوم مىشود در اينجا نكتهاى ديگر وجود دارد كه منشأ رابطه دلالت بين لفظ و معناست و همان نيز منشأ سببيت تصوّر لفظ ازبراى تصوّر معناست كه بايد آن نكته را جستجو كرد[١].
اشكال دوم: اگر مراد از اتحاد لفظ و معنا اتحاد لفظ با مصداق معناست، كه بطلانش روشن است؛ زيرا موجب دلالت لفظ بر طبيعى معنا نمىشود؛ در حالى كه بحث ما درباره دلالت لفظ بر طبيعى معناست كه مدلول لفظ است و تصوّر مصداق معنا درآنجا كه مصداق حقيقى است (نظير تصوّر سيب معين خارجى) فى ذاته سبب تصوّر طبيعى معنا نيست تا چه رسد تصوّر مصداق ادعايى و اعتبارى معنا (كه لفظ باشد).
بنابر اين، بايد مراد از اتحاد لفظ و معنا، اتّحاد اعتبارى لفظ با طبيعى معنا باشد. على هذا، مراد از عينيت لفظ و معنا عينيت به حمل اوّلى خواهد بود؛ لكن، نتيجهاى كه اين نوع اعتبار خواهد داد اين است كه تصوّر لفظ موجب تصوّر معنا بالاعتبار خواهد بود؛ در حالى كه آنچه در دلالت لفظ بر معنا وجود دارد انتقال از لفظ به ذات معناى حقيقى است نه معناى بالاعتبار. به عبارتى ديگر: آنچه اتحاد لفظ و معنا به حمل اوّلى نتيجه مىدهد اين است كه لفظ «ماء» مثلًا موجب تصوّر «آب» اعتبارى باشد نه آب حقيقى؛ چون آنچه با «لفظ ماء» يكى شده است مفهوم اعتبارى آب است نه خود آب، در حالى كه آنچه لفظ «ماء» بر آن دلالت دارد واقع خارجى حقيقت آب است نه مفهوم اعتبارى آن[٢].
[١] . تقريرات مخطوط، ص ٨٧.
[٢] . بحوث فى علم الأصول، ج ١، ص ٧٧.