اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٤٣٠ - \*(٢) اجمال در مدلول تصورى از نوع دوم
اجمال در مدلول تصورى نوع دوم (يعنى: تردّد لفظ بين دو مدلول تصورى مجازى) هيچگاه از فقدان قرينه ناشى نمىشود؛ زيرا در موارد فقدان قرينه به اقتضاى رابطه حكايت و دلالتى كه بين لفظ و معناى حقيقى آن- حسب الفرض- وجود دارد، همواره از لفظ بدون قرينه، معناى حقيقى آن در ذهن نقش مىبندد، و ظهور آن در مدلول تصوّرى تام است.
اجمال در مدلول تصوّرى نوع دوّم- بر فرض تحقّق- ناشى از اختلال در قرينه صارفه است. اختلال در قرينه صارفه مىتواند به يكى از دو گونه باشد:
\* گونه اول: اختلال بهمعناى مشكوك القرينه بودن: در اين فرض حالتى يا لفظى وجود دارد كه صلاحيت قرينيت دارد؛ لكن قرينيت آن معلوم نيست. اين، همان فرضى است كه از آن به «احتمال قرينية الموجود» تعبير مىشود. اين فرض در مدلول تصوّرى اختلالى ايجاد نمىكند؛ زيرا با صرف احتمال قرينية الموجود مدلول تصوّرى اوّل لفظ مختل نمىشود. بنابر اين، احتمال قرينية الموجود به ظهور تصوّرى لفظ صدمه نمىرساند، و اين نوع اختلال موجب ايجاد اجمال در مدلول تصوّرى نيست.
\* گونه دوم: اختلال بهمعناى تردّد قرينه، در تعيين معناى مجازى بين دو معنا يا بيشتر.
در گذشته، در مبحث مجاز به اين نكته اشاره كرديم كه قرينه دو كار را بر عهده دارد:
١) صرف قوّه حكايت استقلالى لفظ از معناى حقيقى و تبديل آن به حكايت آلى؛
٢) به كارگيرى قوّه حكايت لفظ از معناى حقيقى، در جهت حكايت استقلالى از معناى مجازى.
در آنجا كه در معناى حقيقى بيش از يك قوّه حكايت از معناى ديگر (مجازى) باشد؛ گاه قرينه با هر دو معناى مجازى سازگار است، يعنى قوّه حكايت معناى حقيقى را در جهت معناى معينى از آن دو معنا روانه نمىكند. در اين صورت، قرينه در كاركرد دوم خود- كه به كارگيرى قوّه حكايت لفظ از معناى حقيقى در جهت حكايت استقلالى از معناى مجازى است- دچار اختلال شده و از عهده تعيين آن معناى مجازى كه بايد لفظ از آن حكايت استقلالى كند برنمىآيد.
اين نوع اختلال، در عملكرد قرينه صارفه است كه موجب نوع دوّم اجمال در مدلول تصوّرى مىشود. و از آنجا كه اجمال بهمعناى تردّد صرف بين دو معنا در مدلول تصوّرى معقول نيست- زيرا بهمعناى تحقّق صورتى ذهنى مردّد بين الصورتين يا بين الصُّوَر است كه نوعى وجود مردّد